می‌دهند و می‌گویند ما مسلمان و چه و چه هستیم، به این اکتفا نشود؛ سوابق این دیده بشود که این چطور آدمی بوده است؛ چکاره بوده است؛ در دانشگاه که بوده چه می‌کرده، چه درس می‌داده؛ چه جور برخورد می‌کرده با جوانها و چه توطئه‌ها داشته یا نداشته. این مسائل خیلی باید بررسی بشود که دانشگاه وقتی باز می‌شود، یک دانشگاهی باشد که حالا صد در صد نشد، [طوری‌] باشد که اشخاصش اشخاص صحیح باشند و بعد هم که باز می‌شود، یک بازرسیهایی لازم است به اینکه در همه جا حاضر باشند؛ برای اینکه معلمین با دانشجوها چه جور برخورد دارند و غیر برنامه درسی‌شان چه حرفها آنجا هست؛ چه چیزها آنجا مطرح می‌کنند. اگر دیدند چیزهایی انحرافی است، اطلاع بدهند. و یک سازمانی باشد برای اینکه اگر هر یک از معلمین یک همچو کاری بخواهند بکنند، [بررسی‌] بشود. اگر - مثلاً - گروهها بخواهند در دانشگاه باز این بساط را درست کنند، حاضر باشند یک اشخاصی برای اینکه مانع از این امور بشوند. شما هرچه اصلاح بکنید، وقتی افراد غیر صالح آمدند اصلاحات را به هم می‌زنند. اصلاحات در یک محیطی که افراد غیر سالم نباشند [...] گروه‌هایی نمی‌خواهند درس بخوانند؛ اصلاً می‌خواهند به هم بزنند. یک اشخاصی هستند که واقعاً مطلع بر مسائل نیستند؛ درست ملتفت به مصالح و مفاسد نیستند، اینها را وقتی آوردند برای تعلیم و تربیت می‌شود تربیت کرد. اما یک گروه‌هایی هستند که اصلاً مصالحشان اینها نیست؛ مصالحشان این است که دانشگاه را به یک صورتی در آورند که هم آنهایی که دانشجو هستند درست [کسب‌] دانش نکنند و وارد بشوند در یک گروه‌های انحرافی و به هم بزنند اوضاع را.
ضرورت تربیت اخلاقی در محیطهای آموزشی
عمده این است که دانشگاه طوری بشود که افرادش، خصوصاً معلمینش یک معلمینی باشند که متعهد باشند و آن وقت هم در سر کلاسها آن مقداری که صلاح است اشخاصی، معلمینی، باشند که برای آنها صحبتهای اخلاقی بکنند؛ صحبتهای اسلامی بکنند که این جوان از حالا پرورش پیدا بکند. این بیشتر در دبیرستانها باید بشود؛ پرورش‌