پیدا کند به یک پرورش صحیحی که برای خودش باشد؛ نه بعد از اینکه پرورش شد، یکی برای روسها عمل کند، یکی برای انگلیسها عمل کند، یکی برای امریکایی‌ها.
اینها یک مهماتی است که باید خیلی درش دقت کرد و البته باید تحصیلات هم طوری باشد که محدود نشوند. آنطوری که در سابق بود، نمی‌گذاشتند جلو بروند، باید آنطور نباشد. جهات اخلاقی هم خیلی ملاحظه بشود. معلمهایی که می‌توانند برای آنها صحبت کنند و اخلاق بگویند و عقاید بگویند، این کاری باشد که مشغول باشند در ضمن تحصیلات. و تحصیلات هم، همان طوری که در اینجا طرح دادید، موافق با وضع مملکت ما باشد؛ نه اینکه - فرض کنید - یک کلاس هم باز بشود برای - مثلاً - هنرهای زیبا و کذا که جز برای عقب ماندن ما و جز برای بهره برداری دیگران از آن نبوده، یا - فرض کنید - که فلان موسیقی و چیزهایی که در دانشگاه زیاد شاید بوده؛ من هم خیلی اطلاع ندارم. اینطور چیزهایی که به درد یک کشوری نمی‌خورد، مثل کشور ما، اینها نباشد؛ آن چیزی که احتیاج داریم باشد. و دنبال این هم باشیم که ان شاء الله خودمان خودکفا باشیم؛ چنانچه، خوب، طرح شما هم همین‌طور است.
دانشگاه مورد نظر اجانب در ایجاد انحرافات
من امیدوارم که موفق باشید و همه گروهها با شما همراهی بکنند؛ از دولت گرفته تا رئیس جمهور، تا دولتی که بعد می‌آید، همه اینها، همراهی بکنند. اگر دانشگاه درست بشود، این مملکت درست می‌شود. مرکز همه فسادها و صلاحها دانشگاههاست و لهذا آن چیزی [است‌] که مطمح نظر خارجیها بوده است همیشه. آنها حوزه‌های علمیه را نتوانستند تا حالا منحرف کنند. اخیراً شاید یک خرده انحرافاتی پیدا شده؛ اما در طول مدت نتوانستند منحرفشان کنند. دانشگاه را مرکز تبلیغات قرار داده بودند و انحرافات؛ می‌کشیدند به آن طرف، یا به این طرف. مهم این است در دانشگاه امروز. و البته در تحصیلات هم، همان‌طور که طرح دادید، باید [طوری‌] باشد که ان شاء الله در آن چیزهایی که ما احتیاج داریم خودکفا بشویم ولو در یک مدت طولانی. و خداوند