روحیات عشایر و مسائلی به دست آورده‌اند، ماها آنقدر مطالعه نکرده‌ایم. مطالعاتی که اینها از شهرهای ما و دهات ما و فرهنگ ما و عقاید ما و گرایشهای ما، آنها مطالعه کرده‌اند، بسیار است. ما باید ببینیم که اینها بعد از مطالعات زیادی که کردند که می‌خواهند برای خودشان، می‌خواستند و می‌خواهند بهره برداری کنند، آنها چه چیز را موافق با مصلحت خودشان و بهره برداری خودشان می‌دانستند و چه چیز را و چه گروه را مخالف می‌دانستند. آنها کدام دسته جات را مخالف سلطه خودشان بر شرق و خصوصاً ایران، که یک ویژگی خاصی دارد، کدام گروه را مخالف با این سلطه می‌دانستند و کدام گروه یا گروهها را مخالف نمی‌دانستند یا موافق می‌دانستند.
نحوه شکل گیری سلطنت پهلوی
ما از وقتی که رضاخان کودتا کرد و آمد ایران - که من یادم است - مطالعه کنیم آن مسائلی که در ایران واقع شد و انگلیسها اول او را آوردند و به قدرت رساندند تا وقتی که محمدرضا به جای او آمد - و نمی‌توانیم بگوییم کدام خبیثتر بودند، لکن خباثت دومی اثراتش برای ما زیادتر بود، که دومی را متّفقین تحمیل کردند و خود محمدرضا هم در کتابش نوشت. حالا شاید نباشد در آن کتاب. اگر کسی آن چاپ اولش را داشته باشد، نوشت که اینها صلاحِ هم دیدند که ما باشیم. من باشم در اینجا حکومت کنم - ما مطالعه کنیم از آن وقت تا زمانی که این آدم رفت، ببینیم که اینها با چه گروه‌هایی مبارزه کرده‌اند و با چه گروه‌هایی مصالحه و سازش. رضاخان اول که آمد، ما شک نداریم که یک آدم عامی بود و آنها فهمیده بودند که یک آدم قدرتمندی است و جسوری است و کار از او می‌آید. آنها این را آوردند، این هم در رادیو دهلی - شماها که یادتان نیست، شاید آنهایی که سنّشان بالا باشد یادشان هست، که در رادیوی دهلی - گفتند که - رادیو دهلی از انگلیسها بود آن وقت که - رضاخان را ما آوردیم روی کار و بعد از اینکه مخالفت کرد و با آلمانها - مثلاً - یک رفت و آمدی داشت، ما او را بیرون بردیم.
این یک آدمی بود، که با مطالعات، آنها ادراک کردند که یک آدم قلدری است و