است، تمام شده است. هم مسائل فرهنگی‌اش تمام نشده است و هم سایر مسائل. شما هیچ وقت خوف از این نداشته باشید که مثلاً، دولت غاصب عراق حمله کرده است و دارد مثلاً، کارهای خلاف می‌کند. از اینها هیچ وقت خوف نداشته باشید. اینها نمی‌توانند کاری انجام بدهند. شما از این خوف داشته باشید که همان نقشه‌هایی که قبل از انقلاب اینها داشتند، در زمان رضاخان و محمدرضا خان داشتند، حالا بیشتر داشته باشند. آنها قبلاً از باب اینکه به‌طور ذهنی و علمی، یافته بودند که اسلام اگر رواج داشته باشد و مظاهر اسلام رواج داشته باشد، نمی‌گذارد که ما استفاده‌هایمان را بکنیم، حالا که عیناً سیلی را خوردند و مشاهده کردند قدرت اسلام را در یک ملت سی و چند میلیونی و اسلام، که دارای یک میلیارد جمعیت است، اینها ملاحظه می‌کنند که بعد از آنکه سی و چند میلیونشان به ما اینطور کردند، پس وقتی که یک میلیارد جمعیت دنیا، که قریب به یک میلیارد مسلم دارد، اگر اینها همه مثل ایران بشوند، ما چه خواهیم کرد؟
امروز نقشه دقیقتر از آن وقت است. امروز طرحهایی که اینها می‌خواهند پیاده کنند از آن وقت شدیدتر است و ما باید بیشتر چشم و گوشمان را باز کنیم. شما امروز هم می‌بینید که چهار نفر، ده نفر روحانی که با کمال صداقت دارند خدمت به این انقلاب می‌کنند، از هرگوشه صدا می‌شود که حکومت آخوندی! این زمزمه‌ها تازه کم کم همان نقشه‌های سابق است. آن وقت هم یکدفعه نشد. ابتدا کم کم، یکی یکی، دوتا دوتا اهل علم بلاد را، اهل منبر بلاد را انتقاد کردند؛ گفتند، گفتند، روزنامه‌ها بعد شروع کردند و نطقها و مجالس و اینها درست کردند و بعد هم کار خودشان را انجام دادند. حالا هم این نقشه هست در کار.
فلسفه عزاداری برای سیدالشهدا (ع)
در آن وقت، یکی از حرفها که هی رایج بود، می‌گفتند: «ملتِ گریه»؛ برای اینکه مجالس روضه را از دستشان بگیرند. اینکه همه مجالس روضه را آن وقت تعطیل کردند، آن هم به دست کسی که خودش در مجالس روضه می‌رفت و آن بازیها را در می‌آورد،