این جبهه‌ها، فداکاری دارند می‌کنند. در هر حال، به نظرشان ممکن است که یک وقت - مثلاً - یک موشک فلان بیاید و اینها را از بین ببرد. باید از اینها قدردانی کنند، تقویت کنند روحیه اینها را، ملت باید تقویت کند روحیه اینها را. اینها مشغولند، مشغول بررسی هستند، مشغول برنامه ریزی هستند. از یک طرف مسامحه نباید بشود. از یک طرف هم مشغول به کار هستند اینها.
کسانی که اطلاع نظامی ندارند، نباید دخالت کنند در کار نظامی. این مثل این است که ما بگوییم که فلان سرهنگ یک وقت بیاید به ما بخواهد بگوید که فقه اسلام اینطوری است. همین طوری که می‌بینید بعضیها از قرآن یک آیه‌ای را برمی‌دارند می‌خوانند و دنبال او یک مسائلی را می‌گویند، در صورتی که از قرآن هیچ اطلاعی ندارند و از اسلام هم هیچ اطلاعی ندارند. مایی که از نظام اطلاع نداریم و از جنگ اطلاع نداریم، نباید اظهار نظر بکنیم که خوب است این‌جوری بکنند. آخر شما چه می‌دانید که خوب است این‌جوری بکنند؟! من و شما اطلاع از این نداریم. هی برنامه ندهد کسی که ندارد یک اطلاعی را؛ نمی‌فهمد یک چیزی را، تضعیف نکند روحیه سربازهای ما را که با تمام قدرت، همه جناحهایشان دارند جانفشانی می‌کنند و ضربتهای زیاد به آنها زده‌اند. شما کنار نشسته‌اید و می‌گویید خوب است این‌جوری بکنند! آدمی که کنار گود نشسته، خیلی حرفها می‌تواند بزند. بگذارید که آنها روی نقشه‌هایی که دارند، طوری که می‌توانند، عمل بکنند و بحمدالله، می‌توانند و ان شاء الله، عمل می‌کنند.
ما هم صبر داریم. اینقدرها بی‌صبری نکنید. جنگ صفّین هجده ماه طول کشید با آن زحمات، هجده ماه طول کشید با آنهمه رنجهایی که بردند و با آنهمه تلفاتی که دادند. ما تازه دو ماه است، که کمتر از دو ماه است الآن که یک همچو چیزی هست. شمایی که به همه ابرقدرتها می‌گویید «ما ایستادیم و مقابله می‌کنیم» و مشتتان را گره می‌کنید که ما امریکا و شوروی و کذا را [شکست می‌دهیم‌]، شما باید همچو قدرتمند باشید اگر پشت این خانه‌هایتان هم - خدای نخواسته - سرباز اجانب آمد، باز هم همان مشت گره کرده بروید و با هم در بیفتید و جنگ تن به تن بکنید.