مطلقی که همه عالم تبع اوست. همه دعوت انبیا این بوده است که مردم را از این سرگردانی‌ای که دارند - هر که یک طرف می‌رود و هر که یک مقصدی دارد - این مردم را از اینجا دعوت کنند و راه را نشانشان بدهد که این راه است؛ دیگر آن راهها که می‌روید رها کنید. راه همین است؛ اهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ (1)، انَّ رَبّی عَلی صِراطٍ مُستَقیمٍ. (2) آن طرف، طرف ندارد، دنیاست و ماورای آن. آنچه که مربوط به نفسانیت انسان است، شهوات انسان است، آمال و آرزوهای انسان است، این دنیاست. آن دنیایی که تکذیب شده است این عالم طبیعت [نیست‌]، این عالم طبیعت نور است. دلبستگیهای به این عالَم انسان را بیچاره می‌کند. ظلمتها از این دلبستگیهایی است که ما داریم به این دنیا، به این مقام، به این مسند، به این اوهام، به این خرافات. همه انبیا آمدند برای اینکه دست شما را بگیرند از این علایقی که همه‌اش بر ضد آنی است که طبیعت و فطرت شما اقتضا می‌کند، شما را دستتان را بگیرند و از این علایق نجاتتان بدهند و واردتان کنند به عالَم نور. اسلام هم در رأس همه ادیان است، برای یک همچو مقصدی. این ادعیه مهیا می‌کنند این نفوس را برای اینکه این علایقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علایق، این گرفتاریهایی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیر کرده است نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند. راه‌های دیگر راه انسان نیست صراط مستقیم راه انسانیت است. و این مناجاتها و این ادعیه‌ای که ائمه ما - علیهم السلام - بعد از اینکه دستشان کوتاه شده بود از اینکه دعوت ظاهری خیلی واضح بکنند مردم را با این ادعیه به آن راهی که باید ببرند، راه می‌بردند. مقصد انبیا این نبود که بیایند یک جایی را بگیرند و یک - مثلاً - کاری برای خودشان درست بکنند، مقصد این نیست آقا! مقصد پیغمبرها این نبود که دنیا را بگیرند و آبادش کنند؛ مقصد این بود که راه را به این اهل دنیا، به این انسان ظلوم (3) و جهول، بسیار جاهل، راه را نشان بدهند که از این راه‌