بروید. آن راهی که شما را می‌رساند به خدای تبارک و تعالی این راه است: انَّ رَبّی عَلی‌ صِراطٍ مُستَقیم دنیاست و آن طرفش همه عالَم، دنیاست و آن طرفش ماورا و ماورای آن طرف نور مطلق. انبیا آمدند ما را به آن نور برسانند؛ اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ امَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُماتِ الَی النُّورِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا اولِیاءُ هُمُ الطّاغُوتُ یُخرِجُونَهُم مِنَ النّورِ الَی الظُّلُماتِ. (1) طاغوت در مقابل انبیا است، در مقابل الله است.
ورود به مهمانی الهی
اگر ما در این ضیافت خدا، در این سفره‌ای که خدای تبارک وتعالی افراشته است برای همه، اگر ما در اینجا موفق بشویم به اینکه راهمان بدهند در این میهمانخانه بزرگ الهی، جلویمان را نگیرند - شیاطین ایستاده‌اند که راه را نگذارند برویم، جلو گیرند - اگر راهمان بدهند به این ضیافت ممکن است که راهی پیدا بکنیم به آنکه راه انسان است. همه راه‌های دیگر غلط است، راه‌های حیوانی است. انسان یک اعجوبه‌ای است که هم در او حیوانیت هست، حیوانی شهوی الی‌ غیرمتناهی و هم در او شیطنت هست الی‌ غیرمتناهی.
یک موجودی است همه ابعادش غیرمتناهی است؛ از هر راهی که برود آخر ندارد، هر راهی که برود هیچ آخر ندارد و راهها همه غلط، همه اشتباه، همه منتهی به جهنم می‌شود الّا صراط مستقیم؛ آنی که راه انسان است. اگر راهمان بدهند دراین «ضیافة الله» و مستعد شده باشیم که وارد بشویم در این ضیافت خدا و در این ماه مبارک، امید است که ان شاء الله یک هدایتی شامل حالمان بشود. خودتان را تقویت کنید دراین ماه مبارک، مهیا بشوید برای همه پیشامدها. در عین حالی که معنویات بود آنچه می‌خواستند، لکن با قوّت معنویات اعوجاجهایی که در بشر بود و در این قدرتهای بزرگ بود، این اعوجاجها را می‌خواستند مرتفع کنند. یک چوپان (2) با عصایش پامی شد می‌رفت فرعون و آن بساط فرعونی را می‌رفت دعوت می‌کرد که بیا مسلمان شو، بیا آدم شو. یک صغیر