دارند می‌گویند که روحانی باید کنار برود؛ برود سراغ ارشادش در قم. بعد از اینکه این عده بازی خورده از آنهایی که اساس کار را دارند راهنمایی می‌کنند، این عده بازی خورده جمع می‌شوند و در قم، که مرکز روحانیت است، مرکز اسلام است، قطعنامه صادر می‌کنند و در آن قطعنامه هست که روحانیون نباید اصلاً دخالت بکنند در این چیزها، آزادی مطلق باید باشد.
«آزادی مطلق باید باشد»، که آنها می‌گویند، این است که «چریکهای فدایی» و فلان دسته منافق و فلان دسته کافر و فلان دسته‌ای که هیچ اعتقاد به اسلام ندارند، اینها آزاد باشند و بیایند و هرچه دلشان می‌خواهد بگویند و هرکاری می‌خواهند بکنند ولو - فرض کنید که - به ضد اسلام حرف بزنند، آزادند، ولو به ضد قرآن حرف بزنند، آزادند ولو به ضد جمهوری اسلامی حرف بزنند و این هم آزادند. یک دسته نفهم هم می‌گویند:
نخیر، باید این چیزها باشد! اینها مقصودشان این نیست که آزاد باشیم، اینها مقصودشان آن نقشه‌ای است که طرح شده است برایشان و مرتب می‌خواهند پیاده کنند آن را، آزاد باشیم که به هر چیزی از شعار اسلامی که هست بتازیم، آزاد باشیم که در دانشگاهها آن شعارهایی که همه‌اش به ضد قرآن است بنویسیم، آزاد باشیم که با همه شعائر اسلامی مخالفت کنیم، آزاد باشیم که هرچه دلمان می‌خواهد به ضد ارتش، به ضد روحانی، به ضد مؤمنین، متدیّنین بگوییم. بعد اجتماعی درست بکنند و جدا کنند یکی یکی طوایف را از هم.
طرح کنار گذاشتن روحانیت از سیاست
امروز طرحشان این است که روحانیین باید بروند و دعا بکنند و - عرض می‌کنم که - اینها. این همان طرحی است که امریکا نقشه‌اش را دارد و انگلستان هم از سابق داشته است و الآن هم همه دولتهایی که، ابرقدرتهایی که می‌خواهند ایران را بچاپند و شرق را بچاپند و از اسلام می‌ترسند و از مظاهر اسلامی می‌ترسند؛ این همان طرح است و من متأسفم که این طرح در قم دارد انجام می‌گیرد. اگر بازاری قم، بازاری تهران با این حرف‌