است، والّا هی بروید نماز بخوانید.
نقش مساجد و اتحاد روحانی و دانشگاهی
اما اینها از مسجد بد دیدند، خصوصاً در این دو سه سال اخیر. در این دو سه سال اخیر، مسجد یک محلی بود که مردم را به نهضت و به قیام بر ضد ظلم تهییج می‌کرد. اینها می‌خواهند این سنگر را بگیرند. خوب، این را گرفتند، رها می‌کنند؟ دانشگاه هم از باب اینکه در دنیا مثلاً دانشگاه اگر نباشد خوب نیست، یک دانشگاهی می‌خواهند درست کنند مثل دانشگاه زمان آریامهر، که آنهایی که از آن بیرون می‌آیند همانهایی باشند که در خدمت غرب باشند. اکثراً این‌طور است. یا در خدمت شرق باشند. دانشگاه هم می‌خواهند در خدمت آنها باشد. و حکومتی هم که روی کار می‌آید و مجلس شورایی هم که روی کار می‌آید، آن هم در خدمت آنها باشد. وقتی این مَصادر در خدمت آنها واقع شد، مردم این ملت - کارگر، کشاورز، بازاری، همه - چیزهایی که اینها به دست می‌آورند، در خدمت آنهاست. آنها اساس را می‌خواهند بگیرند. و هر چیز را می‌خواهند یک کاری کنند که غربی بشود. استعماری بشود، اینها می‌خواهند این کار را بکنند. مطلب این نیست که اینها با آخوند بدند. با آخوند بدند برای اینکه با اسلام بدند.
می‌بینند آخوند برای اسلام دارد چه می‌کند، چهارتا آخوند هم بد است، جهنم! اما نمی‌گویند چهارتا آخوند، می‌گویند روحانیون. وضع این طوری است. این یک نقشه‌ای نیست که حالا کشیده باشند. این نقشه‌ای است که بعد از آنکه دیدند که در این صد سال، صد سال آخر، دیدند که یک همچو قدرتهایی موجود است، خوب، باید این قدرت را بشکنند تا راه آنها باز بشود. تا یک همچو قدرتی هست، تا وقتی که روحانی با دانشگاهی همراه هست، تا وقتی که بازاری با روحانی، با دانشگاهی همراه هستند، تا وقتی که ملت همه گروه‌هایشان با دولت، با همه ارگانهای دولتی موافق هستند، خوب نمی‌توانند آنها کاری بکنند. نمی‌توانند آنها آسیب برسانند به یک کشوری که همه قشرهایش با هم مجتمع‌اند. دنیا اجازه نمی‌دهد به آنها. باید چه بکنند؟ باید خُرده خُرده جلو بیایند. یک قدم جلو بیایند و سنگرگیری کنند. مثل همینهایی که حالا در مرز، این کار را می‌کنند.
یک‌