نه به جمهوری اسلامی اعتقاد دارد، آن باید بیاید مملکت را اداره بکند! حالا دیده نمی‌شود این طوری. آن نقش را می‌زند. نمی‌شود که ما بگوییم که آن آدمی که سرتا ته بنایش بر این بوده است که بیاید یک مثلاً وزارتی را بگیرد یا مثلاً دولت را تشکیل بدهد، حالا دستش کنار است و خودش هم فراری هست. نمی‌شود بگویند دیگر نق نزن. او نق خواهد زد.
بنابراین یک مقداریش تقصیر خود ماهاست و آن اینکه آن کارهایی که کرده‌ایم نمی‌گوییم و اینکه این ارگانهایی که در همه اطراف مملکت هست نرسیدیم به اینکه اصلاحشان بکنیم. اشکالاتی در آنجا هست. هیچ اشکال ندارد که در دادگاهها، در کمیته‌ها، در این‌طور موارد، در بین مثلاً این پاسدارها، با اینکه خیلی مردم خوبی هستند، لکن ممکن است یک اشخاصی وارد شده باشد به اسم پاسداری و اینها، و فساد بکند. یا در دادگاهها وارد شده باشد یکی کسی و فساد بکند. در صدر اسلام هم بعضی اشخاص وارد می‌شدند اشتباهی توی اسلام و فسادکاری می‌کردند اینها باید البته رسیدگی بشود و باید در همه اموری که نقایصی که هست و زیاد هم البته هست این نقایص باید با بررسیها، با این رسیدن به این‌طور موارد باید بررسی بشود و درست بشود که این نقایص هم که اشکال دارند به آن، مثلاً به دادگاهها گاهی، یا به زندانها، یا به جاهای دیگر، رسیدگی می‌خواهد که درست بشود که ببینیم چه جوری است و اصلاحش بکنیم. و امیدوارم که اصلاح هم بشوند.
و چنانچه این جمهوری اسلامی - ان شاء الله - با آن معنای واقعی و محتوای حقیقی‌اش تحقق پیدا بکند و این تحولی که الآن در ایران پیدا شده اصلاً نظیر ندارد این تحول، که در ظرف مدت کوتاهی، یک ملتی که توی فسادها داشت زندگی می‌کرد جوانهایی که عمرشان را در عشرتگاهها داشتند می‌گذراندند، در مشروب خانه‌ها [سپری‌] می‌کردند یکدفعه متحول شدند به اینکه داوطلب شدند برای جنگ، داوطلب شدند برای شهادت.
و خوشحالی می‌کنند، گریه می‌کنند بعضیها که ما را اجازه نمی‌دهند برویم، شما یک کاری بکنید اجازه بدهند. این یک تحول معجزه آسایی است که شده است، و امیدوارم‌