خوب، کدام وقت در زمان شاه سابق شما یک کدامتان، یک قدم می‌توانستید خلاف بگویید؟
همه دست به سینه ایستاده بودید یا نه؟ اگر خیلی هم مردم خوبی بودید، کنج خانه‌هایتان بودید، کاری به کاری نداشتید، یا یک کلیاتی یک وقتی فرض کنید در یک روزنامه‌ای یا در نوشته‌ای می‌گفتید. حالا دارید شما یک وضع آزادی، یک وضع خوبی دارید رفتار می‌کنید. بهتر از آزادی ما چه داریم؟ آن وقت همه چیزمان بسته به غیر بود، حالا بسته به غیر نیستیم ما. البته همه عالم، یک احتیاجاتی دنیا به هم دارد؛ این وابستگی نیست. مثلاً ما احتیاج داریم که گندم بخریم. پول می‌دهیم گندم می‌خریم مثل یک آدمی [که به‌] نانوایی احتیاج دارد. اینها اسمشان وابستگی نیست. وابستگی این بود که زمان شاه بود و الّا خوب، شوروی هم از امریکا احتیاجش را می‌خرد اما وابسته به امریکا نیست. امریکا هم احتیاج دارد به یک جایی که از آنجا یک چیز، از ژاپن مثلاً چیز وارد بکند. مبادلات تجارتی؛ اسمش وابستگی نیست. وابستگی آن بود که ما در زمان شاه داشتیم که همه چیزمان را باید آنها بیایند اداره بکنند. مستشار بیاید و لشکر ما را آن‌طور بکند که کردند و آن‌طور خرابکاری. این مبادلات و باب خرید و فروش که متقابل یک اشخاصی با هم خرید و فروش دارند این وابستگی اسمش نیست. الآن ایران وابسته به هیچ جا نیست. و این بهترین چیزی است که جمهوری اسلامی آورده و آزادی هم هست.
در عین حالی که این قدر از آزادی را معلوم نیست که انسان اجازه بدهد و لیکن هستش الآن و قبلاً هم خیلی زیاد بود. بنابراین، اینکه «نق نق» می‌زنند نه این است که واقعاً آنها عقیده‌شان این است که خیر، دولت، یک دولت چیزی نیست یا فرض کنید که یک گرفتاریهایی الآن هست و ما وابستگیهایی داریم و ما آزادی نداریم و این حرفها. این جور نیست. اینها کارشکنی است از اشخاصی که اشتباه می‌کنند اگر مردم صحیحی باشند.
این هم برای این است که شما حرفهایتان را نزدید و مسائلی را که داشتید نگفتید. و یا این است که یک اشخاص مُغْرِضی هستند که آن اشخاص مغرض را با هیچ جور نمی‌شود درستش کرد. اینها اشخاصی هستند که می‌خواستند مثلاً چه بشود. خیال می‌کردند که وقتی جمهوری اسلامی شد آنها هم باید بیایند. آن که اصلاً نه به اسلامش اعتقاد دارد و