هرچه باشد، در بار او باشد و به دوش او باشد، چطور فایده ندارد و آن حمار از او استفاده نمی‌کند؛ آنهایی هم که انبار علم در باطنشان هست و باطنشان تمام علوم را فرض کنید، تمام صناعات را، تمام تخصصات را داشته باشند، لکن تربیت و تزکیه نشده باشند، آنها هم آن علومشان برای آنها فایده ندارد، بلکه بسیاری از اوقات مضرّ است.
بسیاری از اوقات هست که آن کسی که عالم است، آن کسی که همه چیز را می‌داند لکن تزکیه نشده است، تصفیه نشده است، تربیت الهی نشده است، آن علمش وسیله است از برای اینکه بشر را به تباهی بکشد. چه بسا عالمانی که برای بشر تباهی هدیه می‌آوردند.
آنها از جهال بدتر هستند و چه بسا متخصصانی که برای بشر هلاکت ایجاد می‌کنند، تباهی ایجاد می‌کنند. آنها از مردم عامی بدتر هستند. ضررشان بیشتر است. همان است که قرآن فرمود که: کَمَثَلِ الْحِمارِ (1) و از آن هم بالاتر اینکه موجب صدمه به دیگران می‌شود. شما که برای تربیت معلم قیام کردید، و هرکس که برای تربیت معلم قیام کرده است باید بداند که اولاً شغل، شغلی الهی است. خدای تبارک و تعالی مربّی معلّمین است که انبیا باشند. اولاً شغل، شغلی الهی است و ثانیاً تربیت و تزکیه، مقدّم بر تعلیم است.
مدرسه‌های ما، دانشسراهای ما، دانشگاه‌های ما و همه مدارس علوم - چه علوم اسلامی یا غیر اسلامی باشد - اینها اگر در آنها تربیت باشد، تزکیه باشد، آنها می‌توانند خدمتها بکنند و برای بشر سعادت را به هدیه بیاورند. و همه سعادتهای بشر از علم و ایمان و تزکیه است: انَّ الانْسانَ لَفی‌ خُسْرْ (2) انسان، اصلش این حیوانی که به اسم انسان خوانده می‌شود، در خسارت و زیان است مگر یک طایفه. آنهایی که ایمان آوردند به خدای تبارک و تعالی و آنچه که او فرموده است، و اعمال صالحه بجا آوردند، و از آثارش هم این است که تَواصَوْا بِالْحَقِّ (3) توصیه به حق و توصیه به صبر می‌کنند. والّا اگر از این استثنای الَّا الَّذینَ آمَنُوا خارج شد، لَفی‌