بیاید. اگر ما بیدار بشویم که ما هم موجودی هستیم مثل سایر موجودات و ما هم انسانی هستیم مثل سایر انسانها و نژاد ما هم نژادی هست مثل سایر نژادها، اگر این معنا را ما توجه به آن بکنیم و بفهمیم که ما باید خودمان برای خودمان وسایل زندگی را فراهم کنیم، خودمان برای خودمان کار بکنیم، اگر دستمان را از شرق و غرب کوتاه کنیم و خودمان مشغول فعالیت بشویم، یاد بگیریم لکن بعد از یاد گرفتن خودمان کار بکنیم، نرویم سراغ اینکه بنشینیم تا حتی یکی گلیمی هم که می‌خواهیم، یک پتویی هم که می‌خواهیم از آنجا بیاورند، یک تفنگی هم که می‌خواهیم از آنجا بیاورند، اگر ما به این معنا توجه کنیم و بیدار بشویم، دنبال بیداری، اراده پیش می‌آید که ما بخواهیم که خودمان وسایل اجتماعی خودمان را فراهم کنیم با کوشش خودمان.
باید کارهای خودمان را انجام بدهیم. مدتی می‌گذرد و ما خودمان صنعتگر خواهیم شد. آنهایی که این صنعتهای بزرگ را درست کردند، آنها هم انسانهای یک سر و دو گوشی هستند که مثل سایر انسانهایند منتها قبل از ما بیدار شدند و ما را خواب کردند. قبل از اینکه ما بیدار بشویم آنها بیدار شدند. و همّ خودشان را صرف این کردند که با ایادی خودشان مستقیماً یا به غیر مستقیم ما را غافل کنند. ما را خواب کنند و به ما تزریق کنند به اینکه شما نمی‌توانید. حتی تزریق کنند که شما نمی‌توانید حکومت کنید. شما نمی‌توانید یک حکومت صحیح داشته باشید. شما نمی‌توانید یک نظام صحیح داشته باشید. شما نمی‌توانید یک صنعتی داشته باشید. اگر ما از این خواب بیدار نشویم، هرچه فریاد بزنیم فایده ندارد. شعارها فایده ندارد. آن شعاری فایده دارد که از روی علم باشد و توجه. البته در یک انقلابی و در یک نهضتی اوّلش شعارهاست که این نهضت را به پیش می‌برد. و اگر آن شعارها نباشد، انقلاب نمی‌تواند پیش ببرد، لکن بعد از اینکه انقلاب پیروز شد باید عمل کرد.
باید توجه کرد به اینکه ما نباید همیشه دستمان دراز باشد. یک دستمان طرف غرب دراز باشد، یک دستمان طرف شرق دراز باشد. تا این دو دست ما طرف شرق و غرب دراز است ما وابسته هستیم. ما که می‌خواهیم وابسته نباشیم باید اول بیدار بشویم به اینکه‌