ما را تأیید بکند؛ این انحراف است. ما باید برای خدا کار بکنیم؛ باید کاری بکنیم که خدا بپسندد و آن کاری است که برای کشور ما مفید باشد و برای ملت ضعیف ما مفید باشد، برای مستضعفین این ملت مفید باشد، هر که هرچه می‌خواهد بگوید. ما دنبال این نباشیم که - فرض کنید - برای من یک کسی هورا بکشد یا کف بزند. دنبال این چیزها ما نباید باشیم. دنبال این باشیم که این دانشگاه را خوب درست کنیم؛ ولی بعدش مورد اهانت هم [قرار بگیریم‌] فحش هم بشنویم، باشد. وقتی تکلیفمان را ادا کردیم، هرکس هرچه می‌خواهد بگوید. دنبال این نباشیم که وجاهت پیدا بکنیم. بسیاری از اشخاص را من می‌بینم که ولو عقیده‌شان به بعضی مسائل نباشد، لکن بر خلاف عقیده‌شان یک چیزی را می‌گویند برای ایقاع (1) وجاهت بین طبقه روشن [فکر]؛ این یک مسئله‌ای است؛ یک اشتباه است. ما باید فکر این معنا باشیم که چی برایمان مفید است. برای این ملت ضعیفی که عقب مانده است، کوشش کردند برای عقب ماندنش، چی برای این مفید است. چه باید کرد که این عقب ماندگی را جبران کرد. ما بخواهیم دانشگاه باز کنیم به همان جوری که بوده است باز همین مسائل است و آخر هم خواهد بود؛ بلکه بدتر خواهد شد؛ برای اینکه دنبال کردید، بعد می‌گویند که خودشان درست کردند همین را. تا دانشگاه نشده است بازکردنش خطاست و طرحهایی که داده می‌شود برای باز شدن طرحهایی است که اشتباه است؛ یا تحت تأثیر واقع شده. همانهایی که می‌خواهند خرابکاری کنند می‌خواهند حالا باز بشود و یا خودشان اعوجاج (2) دارند و می‌خواهند همان مسائل پیش بیاید. نه البته آنطوری که بماند چندین سال؛ نه اینکه سر سال که آمد، هرچه شد یک چیز ناقصی را باز کنید، که بدتر از اولش بشود. باید تمام بشود همه جهات؛ آن طرحهایی که دارید تمام بشود، درست بشود؛ بعد که باز کنید دانشگاه را، دانشگاه است، این که می‌آید، برای تحصیل می‌آید، معلم هم که می‌آید برای تعلیم می‌آید، نه معلم می‌آید برای انحراف، و نه شاگرد می‌آید برای سنگرگیری، این نباشد، وقتی نباشد، آن وقت‌