- فرض کنید - ژاندارمری بکنند، ژاندارمری بخواهد دخالت در پاسدارها بکند، آنها بخواهند در ارتش دخالت بکنند، آنهای دیگر بخواهند آنجا، کمیته بخواهند در یک جای دیگر دخالت بکند، ارگانهای دیگر در جای دیگر، فاسد می‌شود این کار. هرکس باید کار خودش را خوب انجام بدهد، اگر در یک مملکتی همه گروه‌هایی که هستند، همه جاهایی که اشخاص هستند و گروهها هستند، کار خودشان را خوب انجام بدهند، یک مملکت منظم می‌شود، یک مملکتی می‌شود که پیشبرد می‌کند. اما اگر بخواهد هر کسی در کار دیگری دخالت بکند، من بیایم دخالت کنم در کار شما، شما بیایید دخالت کنید در کار ما، نه من کارم را می‌توانم انجام بدهم، نه شما می‌توانید کارتان را انجام بدهید. این یک وظیفه شرعی - الهی است که من دارم به همه می‌گویم، نه مخصوص شما، برای همه است این؛ برای پاسدارها هست، برای پاسبانها هست، برای ارتش هست، برای ژاندارمری هست، برای مجلس هست، برای دولت هست، برای رئیس جمهور هست. این یک مسئله شرعی است، همه مکلفند شرعاً به اینکه کار را انجام بدهند. و آن چیزی که من می‌گویم این است که لازم است این و باید بشود، هر کدام به وظایف قانونی‌شان باید عمل بکنند. قانون برای همه وظیفه معیّن کرده؛ اگر یکی دست از قانون بردارد و بخواهد دخالت دیگری بکند، بر خلاف شرع عمل کرده. باید هرکس همان کاری، آقای رئیس جمهور همان کاری که برایش معیّن کرده است قانون، همان کار مهمی که برای او قرار داده، آن کار را خوب انجام بدهد. مجلس آن وظایفی را که قانون برایش معیّن کرده همان را درست بکند، دیگر مجلس دخالت نکند در اجرا، و قوه مجریه در قوه مقننه و هر دو در قوه قضاییه. قوای قضایی سر جای خودشان کار قضایی‌شان را انجام بدهند و این کار مهمی است. قوای مقننه باید کار تقنینشان را انجام بدهند و این کار مهمی است. دولت مجری است باید کار خودش را انجام بدهد و آن هم کار مهمی است. ارتش باید کار خودش را انجام بدهد به آن حدودی که موظف است و این کار مهم است. اگر بنا باشد هر کدام در کار دیگر دخالت بکنند که این مملکت نمی‌شود. یک بازاری بیاید در ارتش دخالت بکند، این مثل این است که یک بازاری‌