بهشان می‌گفتند که فلان، و حالا رؤسا همانها هستند، همان چپاولگرها هستند، و خود پاسدارها هم همان چپاولگرها هستند با اسم اسلام؟! در بین ملت این طوری برداشت می‌شود؟! من نمی‌خواهم بگویم که همه پاسدارها در سرتاسر کشور خوب عمل می‌کنند. من گله دارم از بعضی از آنها. و جدّاً می‌خواهم از آنها که توجه داشته باشند که این قلمها در کار است. این اشخاص جانی قلمهای جنایتکارشان در کار است که کوچکترین انحرافی از شما ببینند و به بزرگترین انحراف معرفی می‌کنند و قلمفرسایی کنند. این هم راجع به پاسدارها. پاسدارها آن وقت نبودند از باب اینکه طاغوت را نفی می‌کردند. بعد هم که طاغوت از بین رفت، یک جمعیت متعهدی، مؤمنی برای حفظ نظم در ایران پیدا شد. این‌طور نبود که اینها همه‌شان، شماها همه که اینجا نشسته‌اید، همان طاغوت سابق هستید، یک اسمی عوض کرده‌اید! و در سرتاسر کشور هم این طوری است!
ابعاد تحوّل ملت در انقلاب اسلامی
می‌آییم سراغ ملت که ببینیم ملت هم همان است؟ تحول پیدا کرده است یا نه؟ این ملت از جهات مختلف در آن باید صحبت بشود، لکن من بعضی چیزهایش را می‌گویم.
این ملت همان بود که یک پاسبان می‌آمد توی بازار می‌گفت که روز چهارم آبان (1) است همه باید بیرق بزنید، احدی به خودش اجازه اینکه تخلف بکند نمی‌داد. و اگر تخلف می‌کرد، او را جلب می‌کردند و چه می‌کردند. چه شد که این ملت این‌طور شد که یک وقت از یک پاسبان آن‌طور می‌ترسید، یک وقت هم ریخت در خیابان و گفت ما اصلاً رژیم شاهنشاهی نمی‌خواهیم! شما این را کم حساب می‌کنید؟ رژیم شاهنشاهی‌ای که دو هزار و پانصد سال با قدرت تمام و شیطنت تمام بر این ملت حکومت کرد، حتی آن عادلشان که معروف به عدالت است از بدترین جنایتکارهای دنیا بوده است، و در این زمانی که ما در آن زندگی می‌کردیم آن جنایات را با ملت می‌کردند که نتوانند نفسشان‌