می‌کند ببیند دشمنها چه می‌گویند؛ و تفکر کند که عیبها را دشمنها می‌فهمند. دوستها هر چه هم شما عیب داشته باشید و ما عیب داشته باشیم، برای اینکه حق را برای حق نمی‌خواهند و باطل را برای اینکه باطل است دشمن ندارند، به ما می‌آیند و به شما می‌آیند و می‌گویند که چه قدر خوب صحبت کردی و چه مقاله خوبی نوشتی؛ چه مقاله کوبنده‌ای بود این؛ چه‌طور حریف خودت را منزوی کردی؛ چه‌طور حرفهای حریف خودت را ولو هم صحیح بود، باطل کردی! دوستان انسان، دشمنان واقعی انسان‌اند. و دشمنان انسان، دوستان واقعی انسان‌اند. انسان باید از کسانی که بر او خرده می‌گیرند از آنها یاد بگیرد. کسانی که از او تعریف می‌کنند بداند که این زبان؛ زبان تعریف؛ خصوصاً در یک اموری که جای انتقاد است تعریف می‌کنند، این همان زبان شیطانی است و آن هم تأییدش تأیید شیطانی است. گویندگان ما، نویسندگان ما، کسانی که در این موقع می‌خواهند صحبت بکنند، توجه داشته باشند که آیا مالک خودشان هستند؟ می‌توانند ادعایی را که حضرت موسی، پیغمبر بزرگ کرد، آنها هم بکنند، که إنّی لا أَمْلِکُ الّا نَفسِی وَ أَخی‌. (1) برادر او هم یک برادری بود که پیغمبر بود. و چون پیغمبر بود، کلام حضرت موسی برای او کلامی بود که اجرا می‌شد. اما کسی که به این مقام نرسیده است باید بگوید: إنّی لا أملک نفسی و لا أخی. (2) نه بگوید: إنّی‌ لا أملک إلّانفسی و أخی.
برادرهای ما توجه داشته باشید، در گفتار شما، در نوشته‌های شما، اگر خدای نخواسته یک تفرقه‌ای ایجاد بشود، یک سرکوبی بخواهید از دشمنان، به خیال خودتان، از رقیبهای خودتان بکنید، و این موجب بشود که دلسردی برای ارتش حاصل بشود، دلسردی برای سپاه پاسداران، دلسردی برای پاسبانان و شهربانی حاصل بشود، و یک قتلهایی واقع بشود به واسطه همین دلسردی، شماها شریک هستید در آن قتل، راضی هستید به آن قتل. در روایات هست که اگر کسی در مشرق کشته بشود و مظلوم کشته بشود