است و یک ملتی. الآن یک دولتی است که بعضی از آنها را خود مردم روی کار آوردند برای اداره کشور، از خودشان است، مردم اینها را از خودشان می‌دانند. و لهذا، آن طوری که در سابق بود که هیچیک از مردم، الّا آنهایی که در اطراف خود آنها بودند و برای چپاولگری و ابزار چپاول و چپاولگری بودند، توده مردم، بازار، کارخانه‌ها و کشاورزها و توده جمعیت هیچ به آنها نظری نداشتند و آنها را از خود جدا می‌دانستند، آنها هم خودشان را از ملت جدا می‌دانستند، آنها هم وقتی که - فرض بفرمایید - بین مردم گاهی پیدا می‌شدند با آن دم و دستگاه‌های زیاد و افرادی که نگهبان آنها باشد و نگهدار آنها باشد و کالسکه‌های کذایی و اتومبیل کذایی و امثال اینها، آنها به مردم نظر استضعاف می‌کردند و اینها را کوچک می‌شمردند و مردم هم آنها را ظالم می‌دانستند و چپاولگر، امروز نه دستگاه‌های دولتی ما مردم را استضعاف می‌کنند و کوچک می‌شمارند - می‌گویند کابینه ما خود این مردم هستند و واقع هم همین است، مردم خودشان حاضرند در صحنه - و نه مردم اینها را یک جنس ممتاز و یک افراد والامقام می‌دانند، از خودشان می‌بینند و از خودشان می‌دانند. با مردم هم می‌روند و صحبت می‌کنند و میان مردم هستند. این از ویژگیهای این است که انقلاب، انقلاب مردمی است، نه انقلاب حزبی، نه انقلاب حکومتی، نه کودتای یک حکومتی، یا یک کسی بر ضد دیگری. خود مردم جمع شدند آن حکومت را کنار گذاشتند، یک حکومتی را سرجایش گذاشتند و خود مردم کمیته درست کردند. آن روزی که انقلاب به ثمر رسید و پیروز شد و محتاج بود کشور به حفظ انتظامات، خود مردم متکفل این شدند. یک دسته‌ای به عنوان «پاسدار» مشغول فعالیت شدند و حفظ کردند کوچه و خیابان و بازار را و منزلهای مردم را، نه کسی به آنها گفته بود که بیایید این کار را بکنید.
اینها چون از خودشان می‌دانستند کشور را، خودشان وارد صحنه شدند. شمایی هم که در سرتاسر کشور خودتان و رفقایتان انجمنهای اسلامی تشکیل دادید، این‌طور نبود که یک کسانی آن بالا بنشینند و بگویند که انجمن اسلامی درست کنید. خودتان احتیاج دیدید که باید یک کشوری که اسلامی است، همه چیزش اسلامی باشد، این احتیاجی که شما دیدید اسباب این شد که همان‌