کردم راجع به حوزه‌های علمیه قم و توجه طلبه‌ها به فقه، بسیار تعریف کرد گفت که با کمال جدیت مشغول فقه اسلام هستند - اینها را شما قدرشان را بدانید. اگر اینها کنار بروند، شماها هیچکاره‌اید؛ چنانچه از اول هم هیچکاره بودید! اینها هستند که شما را به میدان آوردند و وزیر و وکیل و نمی‌دانم چی کردند، یا فرض کنید بالاتر. چرا با اینها می‌خواهید مخالفت کنید؟ ملت است که دنبال اینها هست؛ و اینها با همراهی ملت دارند کارها را انجام می‌دهند. چرا حالا شما هی می‌گویید ملت نمی‌خواهد دیگر اینها را؟ خوب، ملت چه‌طور اسلام را نمی‌خواهد؟ فرض کنید یک روحانی هم یک جایی خلاف کرده است، فرض کنید - اینکه نیست. شما هی مناقشه می‌کنید. خلاف خودتان را نمی‌بینید؛ خلاف فلان معمم را می‌بینید. من هم قبول دارم الآن یک وضعی هست که هم قضاوت ما به آن طوری که باید باشد، برای کمبودی که دارد، آن‌طور نیست؛ و هم جوانهایی که بعضی کارها را می‌کنند یک قدری ناپخته هستند و خلافکاری می‌شود - اما دست به دست هم بدهید برای اصلاح. نه اینکه اگر یک جوانی یک جایی خلاف کرد، شما بگویید که پاسدارها کذا هستند! آقا، این پاسدارها بودند که شما را نجات دادند و الّا پدر همه ما را درمی‌آورد رضا خان و محمدرضا خان. شکر کنید اینها را؛ تشویق کنید این را، اصلاح هم بکنید. هر جا خلاف کردند، باید اصلاح بشوند. هی ننشینید و بگویید پاسدار کذا. همین ارتش است که الآن دارد در آنجایی که دائماً آتش می‌ریزد زیر آتش دارند خدمت می‌کنند. اینها برای کی می‌کنند؟ اینها برای کشور اسلامی و برای اسلام. همینهایند که آنجا نماز شب می‌خوانند و کار می‌کنند.
همانهایند که اصلاً از کشتن و از رفتن به آن عالم باک ندارند، و می‌گویند بگذار برویم از اینجا رها بشویم. وصیتنامه‌های اینها را لابد دیدید. بگذارید این قدرت باقی باشد.
بگذارید این قدرت اسلام باقی باشد. اگر این قدرت اسلام - خدای نخواسته - شکسته بشود، و شکسته نخواهد شد. شما و ما و همه اشخاصی که هرجا هستند و همه روشنفکران و قلم بدستها همه‌شان به باد فنا می‌روند. این قدرت است که شما را نگه داشته است. این قدرت ملت است و قدرت اسلام است که نمی‌گذارد امریکا بیاید بریزد، از آن‌ور شوروی بیاید بریزد اینجا. برای‌