اینکه تباه می‌شود اینجا. آنها می‌خواهند یک مملکتی داشته باشند. مملکت ما تا آخر فردش جانفشانی دارد می‌کند. این قدرت اسلام را نگه دارید. تا گفته می‌شود «مکتبی»، آقایان مسخره می‌کنند! «مکتبی» یعنی اسلامی.
آن که مکتبی را مسخره می‌کند اسلام را مسخره می‌کند. اگر متعمّد باشد، مرتد فطری (1) است، و زنش برایش حرام است، مالش هم باید به ورثه داده بشود، خودش هم باید مقتول باشد.
ضرورت پایبندی همه به قانون
من همیشه میل دارم که همه طبقاتی که هستند، همه کسانی که در صحنه‌ها حاضر هستند همه با هم بنشینند اصلاح کنند مسائل را. هی ننشینند آن از آن‌ور بخواهد او را از بین ببرد، او از آن‌ور بخواهد که او را از بین ببرد؛ و مسئله را به بن بست برسانند و مملکت را به بن بست. شما به بن بست رسیدید! اشتباه می‌کنید. مملکت اسلام که به بن بست نمی‌رسد. همین مردم، همین پیرزنها و پیرمردها و جوانها و بچه‌ها، از این بن بستها بیرون می‌آورند این مملکت را. شماها به بن بست رسیدید، می‌گویید خوب، چه بکنیم؛ بگذارید اسلام نباشد تا ما باشیم! بگذارید ایران نباشد، شما ایستاده‌اید تا پای اینکه ایران نباشد! دست بردارید از فضولیها! برای خدا کار بکنید. برای خدا آرامش بگیرید. برای خدا دعوت به آرامش بکنید. برای خدا توی سر هم نزنید. این قدر هی می‌گویند آقایان - چند روز پیش از این آقای حجتی آمده بودند اینجا - که ما می‌خواهیم یک جمعیتی درست کنیم. جمعیت «وحدت» و کذا. گفتم آقا این نمی‌شود. شما می‌بینید که اگر درست کنید چند تا جمعیت هم، جمعیت فرض کنید که چه درست می‌شود با این حرفها درست نمی‌شود، نه با مصاحبه درست می‌شود؛ نه با چی. بله، خصوصی بنشینید با هم چه بکنید.
بترسید از اینکه یک وقت یک انفجاری حاصل بشود و همه ما را به باد فنا بدهد. از این بترسید شما! مغرور نشوید به اینکه من آن هستم که فلان کار، چیز بود، رستم یلی (2) بود در کذا! مغرور نشوید.