قابل تحمل بوده است، لکن ارتشی که باید یک کشور را حفظ کند، سرحدات کشور را حفظ کند، دفاع از کشور بکند، این را بخواهند وابسته کنند به یک کشور دیگری، هر چه باشد آن کشور، هرچه قدرتش زیاد باشد، این معنایش اصل از بین بردن تمام حیثیت ارتش است.
از این جهت، یکی از تحفه‌های بسیار با ارزشی که این انقلاب به ما داده است، هدیه‌ای که از جانب خدای تبارک و تعالی به ما عنایت [شده‌] است، همین است که دست قدرتهای بزرگ از ارتش بریده شده و مستشارهای اینها بیرون رانده شده‌اند؛ و شما الآن خودتان هستید و فرماندهان خودتان. فرماندهان وقتی از خودتان است، خودتان هستید، دیگر این‌طور نیست که شما این ناراحتی را در قلبتان احساس کنید که ما تحت فرمان دشمنهای خودمان هستیم. شما می‌دانید که این قدرتهای بزرگ دشمن توده‌های مردم هستند و دشمن کشورها، خصوصاً کشورهای اسلامی. انسان احساس کند که باید خاضع باشد در مقابل دشمن خودش، در مقابل دشمن اسلام، کشور خودش، این بسیار ناگوار است.
غرب باوری افکار وابسته و منحرف
از این جهت، این هدیه‌ای که خدای تبارک و تعالی به ارتش عنایت کرده، شاید بیشتر و ارزنده‌تر باشد از اینکه به سایر قشرها عنایت کرد. البته همه ارزنده است، همه الطاف خدا ارزنده است، لکن ارتش که باید یک ارتش مستقلی باشد و غرور ارتشیش محفوظ باشد، الآن بحمدالله، این مطلب حاصل است برای شما. و تمام نگرانیهای احتمالی - البته احتمال، احتمال ضعیف، اما خوب [است که‌] گفته شود - این است که دوباره یک دستهایی در کار باشد که بخواهند همان مسائل سابق پیش بیاید. البته مسئله شاهنشاهی دیگر مدفون شده، آن مسئله دیگر مطرح نیست، لکن به‌طور دیگر یک مسائلی فراهم بیاورند. کسانی که از آنها هستند یا افکارشان آن نحو افکار است یا - به اصطلاح - خودشان صلاح ملت را می‌دانند، که وابسته باشد. خوب، هستند اشخاصی که متدین هم‌