بگیریم ببینیم چه می‌شود! احتیاطی است دیگر. برای چه؟ برای اینکه اینها دیدند که خوب، مجلس هم که شد یک مجلسی که اکثرش اهل علم و علما هستند و اکثریت قاطعش مسلمانهای پر و پا قرص هستند و همین‌طور در دولت هم یک دولتی است که اسلامی است و پر و پا قرص، قوه قضائیه هم یک قوه قضایی است که در کف مسلمانها و مسلمانهای پر و پا قرص است و این غیر آنی است که ما می‌خواهیم، غیر آنی است که آنها می‌خواستند.
آنها می‌خواستند که یک مجلسی باشد [به‌] صورت مجلس؛ مثل بعضی مجالس سابق، که بود و افرادی باشند از همین افرادی که درست شده است و می‌شود وسینه برای غرب می‌زنند. و دیدند نشد این. از این جهت، دنبال این افتادند که ما همه بساط را به هم بزنیم! باز دو سه سال بنشینیم دوباره رفراندم کنیم: رفراندم برای اصل جمهوری! حالا اگر برای اصل جمهوریش هم نگویند، رفراندم برای قانون اساسی؛ رفراندم برای رئیس جمهور، رفراندم برای مجلس؛ رفراندم کنیم برای اینها. این معنایش چیست؟ معنایش این است که ثبات این مملکت را از دست بگیرند. اینکه الآن ثبات دارد و از افتخارات این انقلاب است که در ظرف یک سال همه این چیزها درست شد، این را از دست بگیرند، بگویند حالا نشد، دوباره از سر! دوباره از سر!؛ آراءْ [آراءِ] مردم است. خوب، اگر میزان آراء مردم است، آراء مردم است اینها که هستند. اینها که از اروپا نیامده‌اند! اینها آراء همین مردم‌اند؛ همین مردم‌اند که به مجلس رأی دادند، وکیل تعیین کردند؛ همین مردم‌اند که به جمهوری اسلامی رأی دادند و همین مردم‌اند که به قانون اساسی رأی دادند و همین مردم‌اند که همه چیز را خودشان ایجاد کردند. حالا ما دوباره از سر برویم سراغ چه مردمی؟ باز برگردیم به این مردم! این مردم همان مردم‌اند که اگر پنجاه دفعه هم [نظام‌] به هم بخورد، همین است. اینها این اشتباه را دارند که خیال می‌کنند که اگر این دفعه به هم بخورد - مثلاً - فلان جمعیت تو کار می‌آید. اینها نمی‌دانند که اگر این دفعه به هم بخورد، یکی از اینها هم نمی‌آید! این دفعه مردم فهمیدند که چه اشخاصی به اسلام اعتقاد دارند و چه اشخاصی به اسلام اعتقاد ندارند یا خیلی پایبند نیستند. اگر این دفعه به‌