دست به هم دادند و مسائل را پیش بردند. آنها می‌خواستند که این قدرت را از ایران بگیرند و ارتش را نابود کنند و ارتش برود سراغ کار خودش و ایران بماند بدون ارتش و همچو راحت و آسوده آقای صدام بیایند هرجا دلشان می‌خواهد! آقای کارتر یا ریگان هم بیایند هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند، راه را باز کنند برای این مسائل. باید توجه داشته باشید که اسلام برای ارتش ارج قائل است. اسلام ارتش را لازم می‌داند و احترام برای او قائل است و پشتیبان اوست. و ملت ایران هم که مسلمان هستند و ما هم که به عنوان یک مسلمان هستیم، ارتش را با کمال قدرت حفظ می‌کنیم. وسوسه‌هایی که ممکن است در بین ارتش گفته بشود یک وقتی، این مسائل که ممکن است شما هم یک وقتی چه بشوید، شما هم یک وقتی چه بشوید، این مسائل را بکلی منسی کنید و کنار بگذارید. ایران و تمام مردم مسلمان با ارتش دوست‌اند و پشتیبان‌اند، چنانچه می‌بینید که شما دارید آنجا جنگ می‌کنید، مردم هم دارند پشت سر شما همه کمکها را می‌کنند، بدون اینکه کسی الزامشان بکند. خودشان، بچه کوچولو هم می‌آید قلکش را می‌دهد برای شما، پیرزن هفتاد ساله هم می‌آید آن طلایی که ذخیره کرده است می‌دهد برای شما. ایران ارتش لازم دارد. اسلام ارتش [می‌خواهد]، لکن یک ارتش اسلامی. این مطلب را من باید بگویم که یکی از مهماتی که در ارتش لازم است این است که اسلامی باشید شما. شما با اسلامیتتان بر این قدرتهای بزرگ غلبه کردید. ارتش و همین‌طور سپاه پاسدار [ان‌] و سایرین با قدرت اسلامی و اینکه شهادت را برای خودشان یک فوزی می‌دانستند واینکه هر وقت می‌آیند پیش من، هرکدام از آنها می‌آیند، بسیاری از اینها که می‌آیند پیش من، گریه می‌کنند که شما دعا بکنید که ما شهید بشویم و من دعا می‌کنم که پیروز بشوند [...] یک همچو روحیه‌ای وقتی در یک فرد یا افراد پیدا شد، این پیروز است. واین روحیه بود که پیدا شد. و این روحیه در پناه اسلام پیدا شد. هیچ مکتب دیگری نمی‌تواند این طوری درست کند که گریه کند که بگذار من کشته بشوم. دیروز یک کسی که پایش قطع شده بود، عصا زیر بغلش گذاشته بود، آمده اینجا. من باهاش مصافحه کردم. گفت: دعا کنید من شهید بشوم. این روحیه در اثر اسلام است. کوشش‌