گفت: هر نقطه علامت این است که چیزی، معدنی هست، مس هست، نفت هست، طلا هست وعکسبرداری کردند. نقطه‌ها علامت چیزی هستند. واین را شنیده‌اید که وقتی اتومبیل نبود آنها می‌آمدند در ایران وباشتر حرکت می‌کردند، حتی کویرهای اینجا را دیده‌اند واز همه چیزهایی که داریم آنها مطلع هستند. کسی نمی‌داند که چه مجموعه‌ای در این هست وباید مجهز باشیم برای مقابله. اگر بخواهیم مستقل باشیم، باید مهیا باشیم که با همه چیز مقابله بکنیم. واینها با همه جهازاتی که دارند، می‌خواهند ما را به یک صورتی در بیاورند که بی‌ثبات باشیم. اینها اینطوری شما را دعوت می‌کنند، البته صورت شاهنشاهی نیست، می‌دانند مردم از آن استقبال نمی‌کنند. یک فرم دیگر، یک فرم اسلامی مثل اسلام بعضی از کشورها درست می‌کنند وافراد آن رژیم را ازخود قرار می‌دهند. خیلی هم صحیح به نظر می‌آید، خیلی به اسلام ابراز عقیده هم می‌کنند وآنها نمی‌روند کسی را که اسلام را قبول ندارد بیاورند، کسی را می‌آورند که بگوید اسلام را قبول دارم. اینها از مملکتی که همه چیزش اسلام باشد می‌ترسند. نسل هائی که ازمدارس ودانشگاه‌ها بیرون می‌آیند، اگر اینطوری [اسلامی‌] تربیت شدند، باید آنها بروند. وقتی دانشگاه‌ها بسته شد، چه افرادی مهم مخالفت کردند. سابق وقتی دانشگاه دست ما نبود، دیدید که چه حیواناتی بیرون آمد. در همین دانشگاه اگر کسی می‌خواست نماز بخواند، رویش نمی‌شد ودر پنهان نماز می‌خواند. واینکه اینها اظهار داشتند دانشگاه باز شود، از اول معلوم بود مسائل آنها این نیست که دلشان برای اسلام بسوزد. باید چشم‌ها را باز کنیم واشخاص را مطالعه کنیم. این صورتی که مرا گاهی رنج می‌داد. آنها در صدد بودند رفراندم کنند ویا رفراندم قانون اساسی را تحریم کنند. سنخ رفراندم‌های دکتر مصدق که رفراندم اینطور بوده یک صندوق برای مخالف ویک صندوق برای موافق می‌گذاشتند وپای صندق مخالف، یک دسته از اشرار بودند وجزء مخالفین یک الاغ را آورده بودند که رأی بیندازد. چنین رفراندمی را شکل دادند وقانون اساسی را امریکائی درست کردند. بعضی از این روحانیون را - بیش از بیست سال تجربه کردم - اینها می‌خواستند این قشر را کنار بگذارند و یک قشری بیاورند که مسلمان باشد ولی در نظرش امریکا باشد.