داده است که قبولش کردند. و اینها این‌طور نبوده که از اول دیکتاتور زاییده شده باشند؛ یا از اول آزادیخواه کسی زاییده شده باشد. اول اینها همه بالقُوّه است. کم کم که انسان وارد می‌شود می‌بیند که یک وقت به دام خودش افتاد؛ یعنی این دام دیکتاتوری.
ویژگی‌ها و مفاسد دیکتاتوری
شما که از الآن می‌خواهید ان شاء الله در نظامْ رو به توانایی بروید و رو به قدرت بروید این جهت را باید خیلی توجه کنید که آیا دارید وقتی که قدرت پیدا می‌کنید، وقتی رئیس یک فوج می‌شوید، رئیس یک پادگان می‌شوید، در خودتان توجه کنید که می‌خواهید هدایت کنید پرسنل خودتان را؛ یا می‌خواهید تحمیل کنید ولو باطل باشد. یک مطلبی را که می‌گویید چنانچه خطایش را فهمیدید، حاضرید به اینکه بگویید من خطا کردم، اشتباه کردم؛ یا همان خطا را می‌خواهید تا آخر به پیش ببرید.
از مفاسدی که دیکتاتوری دارد و دیکتاتور مبتلا به آن هست این است که یک مطلبی را که القا می‌کند، بعدش نمی‌تواند، قدرت ندارد بر خودش که این مطلبی که القاکرده است اگر خلاف مصلحت است، اگر خلاف مصالح، فرض کنید، کشور خودش هم هست، خلاف مصلحت ارتش هم هست، نمی‌تواند که از قولش برگردد؛ می‌گوید: گفتم، و باید بشود! این بزرگترین دیکتاتوریهاست که انسان به آن مبتلا هست که «چیزی که گفتم باید بشود» ولو اینکه یک کشور به تباهی کشیده بشود. این دیکتاتوری هیتلر و امثال اینها از این قماش دیکتاتوری بود که وقتی مثلاً مشاهده این معنا را می‌کند که خطا کرده است و نباید این‌طور حمله را به مثلاً شوروی بکند، این را اظهار نمی‌کند؛ عقیده‌اش این است که «باید این کار بشود» «گفتم و باید بکنم». دیدید که این شخص که گفت «باید بشود» آن طور به مذلت کشیده شد.
شماها که ان شاء الله بعدها یک چهره‌های فعّالی برای این مملکت می‌شوید و یک چهره‌های اسلامی برای این مملکت می‌شوید بدانید که این چیزهایی که در نفس خودتان هست، این اوصافی که در نفس خودتان هست، اگر مهار نکنید یک وقت یک‌