دیکتاتور از کار در می‌آیید. این‌طور نباشد که آن قدر خودتان را ببینید که هرچه می‌گویید همان درست است؛ و آن قدر خودبین باشید که اگر نادرستی را فهمیدید هم، حاضر به تسلیم نباشید.
انسان کامل آن است که اگر فهمید که حرفش حق است با برهان اظهار کند ومطالبش را برهانی بفهماند. اینکه در قرآن کریم دارد که لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ (1) برای اینکه تحمیل عقاید نمی‌شود کرد. امکان ندارد که همین طوری یک کسی تحمیل عقاید بکند. این باید با یک توطئه‌هایی [باشد] که بد را به دیگران به عنوان خوب جلوه بدهد. یا اینکه اگر انسان باشد و اگر تربیت شده باشد با برهان آن مطلبی را که دارد به مردم بفهماند. تحمیل نباشد. آگاه کند مردم را بر اینکه راه این است، نه اینکه تحمیل کند به مردم که باید از این راه بروید. شما توجه به این معنا داشته باشید که چنانچه ان شاء الله رئیس و فرماندار شدید، این خوی را که در انسان هست این خوی را از خودتان زایل کنید. و از الآن توجه به این معنا داشته باشید که مبادا مبتلا به این خودخواهی عظیم باشید که منشأ دیکتاتوری و منشأ همه مفاسد است. اگر یک چیزی را دیدید که واقعاً خلاف کردید، اعتراف کنید.
این اعتراف، شما را در نظر ملتها بزرگ می‌کند؛ نه اینکه اعتراف به خطا شما را کوچک می‌کند. پایبند بودن به خطا، انسان را خیلی منحط می‌کند. انسان یک حرفی زده است و خطا گفته است؛ بعد که دید خطا گفته است، اگر پایبند به این خطا باشد و دنبال این باشد که این خطای خودش را به کرسی بنشاند، این همان دیکتاتوری بسیار فاسد است ولودر صورت غیردیکتاتوری باشد، لکن دیکتاتوری است. و این می‌رسد به آنجایی که انسان را هیتلر از کار در می‌آورد، رضاخان از کار در می‌آورد.
شما که در مدارس نظام تحصیل می‌کنید باید این مسائل را، این مطلب را توجه داشته باشید که مبادا تحصیلات شما همه‌اش برای این باشد که خودتان را برسانید به مقامی.
برای این باشد که آن مقام وسیله برای رشد ملت، برای استقلال ملت، برای آزادی ملت،