آن نیست، زمان او بهتر از حالاست؟! آن وقت شما می‌توانستید یک اشکال بکنید به آنها؟ زبانهایتان یا تبع آنها بود یا بریده می‌شد.
خوب امروز، الآن می‌گویند ما قاضی لازم داریم. شما هم می‌گویید که اینها جوانند، نمی‌توانند قضاوت کنند. خوب، شما بیایید قضاوت کنید. شما لااقل، یک نفر قاضی هستید بیا، قاضی بشو! چرا اشکال می‌کنید؟ اشکال به خود شما وارد است که وارد نمی‌شوید. خودتان نمی‌توانید، سنتان اقتضا نمی‌کند، حالتان اقتضا نمی‌کند، قاضی تربیت کنید و همین‌طور سایر چیزها را. هی آدم کنار بنشیند و هی اشکال کند که این حکومت چه، حکومت؛ در تمام دوران سلطنتی، رژیم سلطنتی به اندازه این سه سالی که در این دهات به مردم رنجدیده رسیده است دولت، هیچ نرسیده بودند. منتها من به آنها، هر کدام آمدند هی چیزهایی را، عملهایی را که کردند گفتند، گفتم: آقا بگویید به مردم.
از آن طرف هی گفته می‌شود، به گوش مردم خوانده می‌شود که این رژیم اسلامی هم آمد و هیچ کاری برای هیچ کس نکرد. خوب، این رژیم اسلامی که از همه اطراف به آن هجوم است؛ از خارج و داخل، تا حالا نگذاشتند یک نفس راحتی بکشد، مع ذلک، در دهات، در راهسازی، در مخابرات، در خانه سازی، در تعلیم و تربیت، در مدرسه سازی آنقدری که در این سه سال شده است با همه ابتلائاتی که این حکومت دارد و با همه گرفتاریهایی که از همه طرف، از دوست و دشمن، برای این ملت تحصیل می‌شود و گرفتاری ایجاد می‌شود، مع ذلک، با همه اینها، بیشتر از زمان، لااقل بیشتر از زمان این دو تا قلدر خدانشناس، عمل شده است و برای مردم رفاه حاصل شده است. بالاخره، از آسمان کسی نمی‌آید این مملکت را اصلاح کند. و شما همه و ما همه مکلف هستیم. اگر اینجا بتوانید یک اشکالاتی بکنید و خودتان هم اشکالدار باشید، پیش خدا هم می‌توانید؟ جواب می‌خواهد.
وظیفه روحانیت و اتمام حجّت از جانب خدا
خدای تبارک و تعالی به ما حجت را تمام کرده است. تأیید کرده این ملت را که سرنوشت خودش را به دست خودش بگیرد؛ دیگران دخالت نکنند. تأیید کرده این ملت‌