می‌نشینند. خود آقایان وارد بشوند در میدان.
آقا اسلام امروز آمده است در اینجا و می‌خواهد پیاده بشود و فریاد می‌زند که نصرت کنید! نصرت این است که قاضی لازم داریم. حوزه‌های علمیه باید قاضی تهیه کند برای دادگاهها. ما بسیار قاضی لازم داریم، باید تهیه بکنند. و اگر - خدای نخواسته - اینهایی که در شغل قضاوت خواستند، الآن یکوقت اعمال غرضی بکنند، انحرافی داشته باشند، علاوه بر آنکه پیش خدای تبارک و تعالی مسئول هستند، پیش ملت هم مسئول هستند، پیش مردم هم مسئول هستند و دولت هم تعقیب خواهد کرد از آنها. ما باید قاضی تحویل جامعه بدهیم، یعنی، حوزه‌های علمیه باید قاضی تهیه کنند، فقهایی که از قضاوت، توجه به قضاوت دارند و در قضاوت رأی دارند، آنها را باید تربیت کنند و آنها هم دیگران را تربیت کنند تا اینکه ان شاء الله، قضیه قضاوت حل بشود. کار بسیار مشکلی است، لکن باید بشود. البته کار مشکل است، لکن باید بشود و این «باید» هم به عهده علمای بلاد و علمای حوزه‌هاست، بالخصوص.
ایرادهای مغرضانه به جمهوری اسلامی
اگر ما برویم کنار و صحنه را رها کنیم کی می‌تواند قضاوت را اداره کند؟ کی می‌تواند قاضی درست کند؟ ما قضاوت لازم نداریم؟ دارند الآن می‌گویند ما قضاوت شرعی می‌خواهیم بکنیم؛ کی باید این کار را انجام بدهد؟ ما بنشینیم کنار و بگوییم که بچه‌ها رفتند، دارند قضاوت می‌کنند! خوب شما که بزرگان هستید بیاید درست کنید. بچه‌ها هم نیستند، منتها به نظر شما می‌آید که بچه‌ها هستند. نخیر، بچه‌ها نیستند و قضاتی که هستند از امثال شماها بهترند. لکن شماهایی که نشسته‌اید کنار و قلمها را به دست گرفته‌اید و هی اشکال به جمهوری اسلامی می‌کنید، جمهوری اسلامی اشکالی در آن هست، یعنی اصل اساس جمهوری اسلامی را در آن اشکال دارید و می‌گویید رژیم شاهنشاهی خوب است؟! آدم اینقدر چشم و گوشش باز باشد و نبیند چیزی را و نفهمد چیزی را؟! آنهمه جور و ستمی که در زمان آنها بود و آنهمه مفاسدی که در زمان آنها بود و آنهمه فحشایی که و مراکز فحشایی که بود و آنهمه خَمرفروشی و امثال اینها که بود، الآن دیگر هیچ چیز