نمی‌شود گفت که شوروی شصت و چند سال است که انقلاب کرده است [مشکلی ندارد] مع ذلک، الآن خواربارشان نیست، همین صفهایی که اینجا می‌بینید آنجا هم هست، خواربار آنها محتاج به امریکاست، مع ذلک، اختلافات داخلی زیاد است، با سرنیزه جلویش را گرفتند. اگر یک روز سرنیزه را بردارد کرملین، می‌فهمد که آن وقت خود شوروی چه خبر است؛ همه با شوروی مخالفند. اما اینجا الآن همه با هم موافق، همه دوست، هیچ سرنیزه‌ای توی کار نیست. هیچ دعوایی نیست، همه با هم دوست هستند، همه با هم رفیقند. البته گِله هم هست، اما گله برادرانه هست، گله‌هایی است که قابل حل است. و یک انقلاب به این بزرگی، من گمان نکنم هیچ انقلابی به این بزرگی باشد که با عده کم و با نداشت هیچ چیز بر یک همچون قدرتی که همه چیز داشت و همه با او موافق بودند غلبه کند و بطور شایسته پیش ببرد. ایران، قدرتها را کنار گذاشت وهیچ قدرتی در ایران دخالت ندارد و همه همّ و غم آنها همین است که چرا باید دخالت نداشته باشیم و ان شاء الله، تا آخر هم نخواهند داشت. و من نصیحتم به این شیخ نشینها و این اطراف خلیج این است که اینها توجه به مسائل بکنند. گمان نکنند که اینها با هم وقتی مجتمع شدند یک چیزی می‌شوند. نه، شماها با هم که مجتمع بشوید همه‌تان به اندازه یک لقمه محمدرضا نبودید و ما محمدرضا را مغلوبش کردیم، اما میل داریم که با شما دوست باشیم، رفیق باشیم، برادر باشیم، همه با هم باشیم. همه ما به خلاف آنهایی که مخالف اسلامند باشیم، «ید واحده بر ما سِوا» (1) باشیم، نه اینکه خودمان توی خودمان هی دعوا بیندازیم، دعوا بکنیم.
در هر صورت من راجع به آقایان، هم خیلی ملتمس دعا هستم و هم مردم را دعوت کنید به اتحاد، دعوت کنید به بستگی به هم، همبستگی به هم. اگر یک اختلافی دارند حل کنید شما آقایان. ممکن است حالا در هر جایی اختلافات کوچکی هست، آقایان ائمه جماعت و جمعه باید حل بکنند مسائل مردم را، باید بروند با مردم تفاهم کنند، با هم‌