می‌خواهند. شما خوب، خود این دولتهای خارج هم می‌دانند، نه اینکه اطلاع ندارند، می‌دانند که در ایران چه وضعی است الآن و سابق چه بود. سابق مردم - اگر فرض کنید - یک جنگی می‌شد در زمان محمدرضا، امکان نداشت که ملت با او همراهی بکنند، دعا می‌کردند که بلکه شکست بخورد. من خودم شاهد این قضیه بودم که متفقین وقتی که وارد شدند به ایران، که همه چیز مسلمین ایران در معرض خطر بود، همه چیزشان، مع ذلک، چون رضا خان را بیرون کردند شکر می‌کردند. خوب، یک همچون حکومتی که ملتش اینطور باشد که اجانب بیاید در مملکتش و آن شکر کند که این کسی که سلطان مملکتش هست باصطلاح او را بیرون کردند، خیلی هدیه بزرگی بوده. خوب فکر نمی‌کنند این را که آن وقت آنطور بود وضع، حالا اینطور است که در آن طرف کشور، در طرف غرب و جنوب کشور جنگ است، از شرق و شمال کشور همراهی می‌شود، همراهی افراد می‌شود، همراهی خواربار می‌شود، همه جور همراهی با آنها می‌شود. اگر سایر کشورها هم اینطور بشوند که با مردم تفاهم کنند، مردم را مثل خودشان بدانند، مردم مثل خودشانند، مردم اکثرشان بهتر از خود ماها هستند، وقتی فکر کنند که بهتر از خودشان یا مثل خودشان هستند، با هم بسازند، مردم آنها را انتخاب می‌کنند. کار بکنند برایشان، اگر یک همچنین چیزی بشود در بلاد مسلمین، کی می‌تواند با مسلمین مخالفت کند؟ مع الأسف، هم بعضی روحانیونشان اختلاف ایجاد می‌کنند، هم خودشان می‌روند در طائف و منشأ اختلاف می‌شوند. از آنجا می‌خواهند در ایران، بین اهل سنت و تشیع اختلاف بیندازند. از آنجا نقشه می‌کشند که اینجا اختلاف بیفتد. چرا اینجا اختلاف بیفتد؟ برای اینکه اینجا اتحاد پیدا کردند و با اتحاد جلوی ابرقدرتها را گرفتند.
انسجام ملت، هدیه‌ای از طرف خدا
و لهذا این هدیه الهی که خدای تبارک و تعالی نصیب ملت ما کرده است ما باید غفلت از شکرش نکنیم. باید تشکر کنیم خدا را که مردم را اینطور با هم، هم نظر، هم راه، هم مقصد کرده است. و اشکالات هم اگر هست، خوب، البته همه جا اشکالات هست.