کاشف از این بود که اولاً، ما خودمان رشد نداشتیم و نداریم و ثانیاً، دستهایی که در کار بوده است اینطور همه جا نفوذ کرده است که حتی در دستجات سینه زنی نفوذ کرده است که دستجات سینه زنی که باید همه زیر بیرق امام حسین - سلام الله علیه - مجتمع باشند، جنگ و نزاع بکنند. یک دسته چه، آن دسته چه، و اختلافاتی بود که تا آخر هم محلات با هم مختلف بودند. از آنجا که می‌گذشتی، در سطح شهر، شهرهای بزرگ، اختلاف ایجاد کرده بودند. هم بین خود روحانیون با هم و هم بین مردم با هم. حزب درست می‌کردند منشأ اختلاف بوده؛ هر مسئله‌ای که اینها ایجاد می‌کردند، برای همین مسئله بود که نگذارند این مجتمع با هم اتحاد پیدا کنند و مع الأسف، تأثیر کرده بود حتی در بالاترین قشر روحانی و بالاترین قشر روشنفکر و حتی آنها هم تحت تأثیر واقع شده بودند و آن اختلافاتی که باید اینجا جلویش را بگیرند خودشان هم داخل شده بودند. و من گمان می‌کنم که امروز روزی است که همه ما مسائل را فهمیده‌ایم، مردم هم فهمیده‌اند؛ یعنی، به برکت این انقلاب اسلامی دید سیاسی رعیتها هم بالا رفته است؛ الآن دید سیاسی در آنها، آنهایی که اصلاً داخل در این مسائل نبودند، آنها الآن داخل مسائل هستند و همه قشرهای ملت مسائل را می‌فهمند امروز، و رو به رشد هستند. زنها که بکلی خارج بودند از همه چیز جامعه، هرگز حتی نمی‌توانستند راه پیدا بکنند، بحمدالله در این سالهای اخیر، آنها هم وارد شدند و به‌طور شایسته با حفظ موازین شرعی وارد شدند و خودشان کلاسهایی دارند و - عرض کنم - تبلیغات دارند، همه چیز حالا دارند.
اصلاح جامعه با اصلاح روحانیون
و این روحانیون هستند که باید قدر این مسائل را بدانند. روحانی اگر درست شد همه چیز درست می‌شود و اگر - خدای نخواسته - فاسد شد، فَسَدَ الْعالَمُ. (1) این مسئله، واقعیتی است. من در جوانی در بعضی از بلاد گاهی در ایام تابستان می‌رفتم و بعضی جاها را