می‌دیدم که مردم همه خوبند. [شهر] محلات را - محلاتی که نزدیک خمین است - می‌دیدم که مردم چقدر متدین و خوبند. بعد وقتی که انسان متوجه می‌شد می‌دید که عالم آنجا مرد خوبی است. یکی - دو تا عالِم خوب بودند، مردم به تبع آنها خوب می‌شدند. هر جا عالِم خوب باشد اصلاح می‌کند مسائل را، البته عالم عاقل متدین. و اگر - خدای نخواسته - انحرافی در این قشر پیدا بشود، انحراف سرایت می‌کند، مردم نظرشان به این جمعیت است، می‌بینند چه می‌کند.
از این جهت، الآن یک مسئولیت بزرگی به دوش همه ماها هست؛ همه ائمه جمعه، همه ائمه جماعت و همه علمای بلاد؛ یعنی، خدا دیگر عذر را برداشته است. اگر ما در چند سال پیش از این عذر داشتیم که خوب با سرنیزه که ما نمی‌توانیم مقابله کنیم، یک کلمه بگوییم حبس است، اینها خوب، یک عذر بود. امروز دیگر تمام عذرها منقطع شده است؛ یعنی، خدا حجت را بر ماها تمام کرده است. نمی‌توانیم بگوییم که ما نکردیم چون نمی‌توانستیم. الآن همه شما توانایی دارید که هر کدام در محیط خودتان، آن محیط را اصلاح کنید. به اصلاح خودتان، و با تفاهم با مردم و تفاهم با مسئولین امور می‌توانید اصلاح کنید مسائل را.
از این جهت ما همه‌مان موظف به این معنا هستیم که عملاً وحدت را [حفظ کنیم‌] بین این محلهایی که هستیم؛ حالا هر کدام، شهریها در شهرها و دهاتیها در دهات و روستاییها در روستاها. اگر اینها همه با هم تفاهم کنند و تبلیغ بشود به اینکه ما همه باید با هم باشیم، ما همه باید با هم کار بکنیم - مثلاً - مسائلی که هست حل می‌شود و بحمدالله مردم هم حاضرند. شما ملاحظه می‌کنید که اگر پیشترها می‌خواست یک کاری انجام بگیرد مردم مزاحم می‌شدند خودشان، از باب اینکه می‌دیدند حکومت، حکومتِ فاسد است. اگر آن هم می‌خواست یک راهی درست بکند برای صلاح - فرض کنید - به خیال خودش، مردم هر مطلبی را که آنها طرح می‌کردند به او بدبین بودند. اگر اینها می‌گفتند بگویید لااله الاالله، باز بدشان می‌آمد؛ برای اینکه می‌دیدند که لااله الاالله از حلقوم کسی درمی‌آید که خودش معتقد نیست. امروز آنطور است که ملاحظه می‌فرمایید، در همه‌