روحانیون سلب همه جهات را کرده بودند. و لهذا، وقتی که در یک جامعه‌ای روحانیونش نتوانند کاری بکنند و فاسدها بیایند و مشغول شوند، جایی باشد که محل تفریح است برای افراد، فاسدها، جایی باشد که ترغیب می‌کنند فساد را در آنجا، آنهمه مناظر فحشا، آنهمه مساکن فحشا، آنهمه ... اینها مطلبی است که گذشته است در آنجا، و در طرف شماها بیشتر بوده است؛ اطراف همین دریا، جنگل و آن تفریحگاهها. بنابراین، شما از دیگران زحمتتان بیشتر است و کمبود در آنجا بیشتر احساس می‌شود؛ یعنی، اگر یک جایی، در یک ده، یک روحانی بتواند فعالیت بکند در منطقه شما دو - سه نفر [روحانی فعالیت‌] می‌کند. و کمبود هم همه جا هست و علتش هم همین است که عرض کردم که همه جهات را از روحانیین گرفته بودند.
و لهذا اگر بعضیها یادتان باشد، همه‌تان یادتان نیست، یک وقتی «داور» (1) یک کلاسی باز کرد برای اینکه طلبه‌ها را بپذیرند. یک عده کثیری از این طلبه‌های فاسد رفتند و اسم نویسی کردند و چه کردند و وارد شدند. این یک راهی بود که حوزه علمیه قم را تضعیف کردند. از آن طرف فشار آوردند، از آن طرف درها را باز کردند که بفرمایید، ما به شما شغل می‌دهیم! و لهذا، بعد از زمان مرحوم حاج شیخ - رحمه الله - (2) که فوت شد، چهار صد نفر طلبه در قم بود، نه چهار صد نفری که بتواند کاری بکند، چهار صد نفر مأیوس، چهار صد نفری که همه اوضاع برخلاف آنها بود. چهار صد نفری که - تقریباً - غریب بودند در این مملکت. و خدای تبارک و تعالی خواست که اینطور بشود، خواست که دست آنها کوتاه بشود و آنها الآن در اقلیت هستند و غریب هستند و دست شما بحمدالله باز است، لکن کمبود داریم. می‌دانیم کمبود داریم و کمبودش هم همین است که آن وقت چیزی نمی‌توانستید بگویید یا بخوانید. آن روزها جوری بود که - مثلاً - کاری نبود بکنید، یک بحث و یک نمازی می‌خواندید. امروزی که می‌توانید همه کاری را بکنید، افراد لازم است و باید حوزه‌ها را ایجاد کنید. حوزه‌ها باید درش باز باشد. در هر