خودشان می‌دانند و جمعیتی که در جبهه‌ها شهید می‌شوند و در وصیت هاشان آن‌طور قوی هستند و جمعیتهایی که در طول این چند سال اخیر در خیابانها ریختند و مساجد را سنگر قرار دادند و جماعات را مجهز کردند ومردم را بسیج کردند و از هیچ تانک و مسلسلی نترسیدند، در صورتی که آن وقت همه قدرتها؛ قدرتهای شیطانی در صحنه بودند و موجود - امروز که همه قدرتها از صحنه بیرون رفتند، لکن بعض پیوندهای ناصالح مانده‌اند و اینها زیرزمینی و مخفیانه کار می‌کنند - این دیگر خوفی ندارد.
خوف اصلش برای ملتی که برای مقصد کار می‌کنند، مجهزند که تکلیف شرعی را عمل کنند، وقتی که اسلام امروز در دست ما امانت است، امانتی است که از دست رسول الله ما اخذ کردیم و لازم است که او را حفظ کنیم و به این امانت خیانت نکنیم، وقتی که ما همچو امانتداری هستیم، تکلیف همه ماست که ادا کنیم این امانت را و سالم و قوی به نسلهای دیگر تحویل بدهیم. ما برای چه نگرانی داشته باشیم؛ مایی که به تکلیف خودمان داریم عمل می‌کنیم؟ نگرانی آن باید داشته باشد که بر خلاف مسیر حق است.
آن باید نگرانی داشته باشد که چنانچه کشته بشود، به عقیده خودش این است که نابود شده است و به عقیده ما این است که به جهنم رفته است. ما چرا نگرانی داشته باشیم؟ ما که اگر شهید بشویم، قید و بند دنیا را از روح برداشته‌ایم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیده‌ایم، چرا نگران باشیم؟ مگر مردن هم نگرانی دارد؟ مگر شهادت هم نگرانی دارد؟ ما دوستانمان که شهید شده‌اند، در جوار رحمت حق هستند؛ چرا برای اینها دلتنگ باشیم؟ دلتنگ باشیم که از یک قید و بندی خارج شده‌اند و به یک فضای وسیع و در تحت رحمت حق تعالی واقع شده‌اند؟ البته ما ناراحت هستیم از اینکه از اینها استفاده می‌کردیم برای اسلام و اینها بازوهایی بودند برای اسلام، لکن ملت ما 35 میلیون است که این تفاله‌ها، اینها یک چند صدهزار نفری فرض کنید - فرض کنید - باشند.
35 میلیون مصمم‌اند، 35 میلیون جمعیتی هستند که مادرها بچه‌هایشان که شهید می‌شوند می‌آیند اینجا به من می‌گویند که دعا کنید، بعضی بچه‌های دیگر هم دارم! پیرمرد می‌آید