قبضه کند. این اشتباهات برای همین است که ادعا می‌کنند ما اسلام را می‌شناسیم و نشناختند، ادعا می‌کنند که ما جامعه‌ها را می‌شناسیم و نشناختند و نکته‌اش هم همین بود که عرض کردم که یک جامعه مثل جامعه امروز ایران سابقه نداشته یا سابقه‌ای که آنها مطلع بر آن شده باشند نداشته. و لهذا، هر یک از اینها که با آن جهالتی که دارند و عدم دید سیاسی و شناخت از اسلام و جامعه ما دارند، در یک گوشه‌ای با هم جمع می‌شوند و می‌خواهند توطئه کنند. به خیال خودشان می‌خواهند که یا ایران را برگردانند به حال سلطنتی، که یک طایفه زیادشان این خیال را دارند یا ایران را از جمهوری اسلامی‌اش برگردانند به جمهوری دمکراتیک، که آنها هم یک دسته هستند و روی هم رفته اینها اسلام را نمی‌خواهند، حتی آنهایی که ادعای اسلام می‌کنند هم حکومت اسلامی را به این وضعی که در ایران هست نمی‌خواهند. آنها نمی‌خواهند که دولتشان یک دولتی باشد که با مردم آمیخته است و ارتششان یک ارتشی باشد که در دامن ملت است و ملت در دامن او. آنها می‌خواهند که یک رژیمی باشد که یکی در آن بالا باشد و حکومت کند با یک اقلیت و همه مردم هم خاضع باشند، آن هم خاضعی که با سرنیزه خاضع باشند. شما اگر خیال کنید که در سرتاسر دنیا حکومتی باشد که سرنیزه را بردارد و بتواند به جای خودش بنشیند، نداریم همچو حکومتی؛ یعنی، خود ملتها و خود مردم، توده‌های میلیونی با حکومتها موافق نیستند و یا تا کنون ندیدند یک حکومتی که وقتی که جنگ بشود همه مردم جنگجو هستند. وقتی که محاصره اقتصادی بشود افکار همه مردم توجه به این پیدا می‌کند که ما باید خودکفا باشیم و متخصصین ما مشغول می‌شوند و افکار خودشان را به راه می‌اندازند و قدرت خودشان را به راه می‌اندازند و ایران را مستغنی می‌کنند از خارج. و من به شما اطمینان می‌دهم که اگر تا یک مدتی ما در این فشارها باشیم، ایران بیشتر ثبات پیدا می‌کند و مغزهای متفکر مکتبی ایران بیشتر به کار می‌افتد و ایران را خودکفا می‌کند. آنها حتی کارمندان دولت را، کارکنان در کشور، آنهایی که در کارخانه‌ها کار می‌کنند و کارگرانی که در مزارع مشغول زراعت هستند، در یک رژیم اسلامی نشناختند. آنها مقایسه کردند اینجا را یا به بعض کشورهای غربی یا به بعض‌