کشورهای شرقی، و روی آن دید است که تا اینجا وارد می‌شوند. آن حربه‌ای که در دست ایران است، پیش آنها نیست و آنها نمی‌شناسند آن حربه را؛ آن حربه ایمان است حربه توحید است، حربه اسلام است، حربه قرآن مجید است که در تحت بیرق یک همچو اسلام و قرآن و توحید همه مجتمع هستند و آنها تأییدات غیبی الهی را منکر هستند، نمی‌توانند بفهمند، اینها نمی‌توانند چشمشان را باز کنند و ببینند که در هر گوشه از ایران یک امور خارق العاده واقع می‌شود که با دست عادی بشر نمی‌تواند واقع بشود.
آنها در طبس آمدند و گمان کردند که می‌توانند نیرو پیاده کنند و می‌توانند بیایند و به بهانه خارج کردن گروگانها ایران را قبضه کنند و خدای تبارک و تعالی شنها و بادها را فرستاد و آنها را شکست داد.
اینها نمی‌توانند بفهمند و نخواهند توانست فهمید که سربازهای ایران از نظامی و پاسدار و سایر قوای مسلح با ایمان است که دارند پیش می‌روند. تمام قدرتها یک طرف ایستادند و یک قدرت ایمان هم در مقابل آنها یک طرف و قدرت ایمان بر آنها غلبه کرد و غلبه می‌کند. اینها جامعه‌ای که اسلام در او وجود پیدا کرده است و پیاده شده است، این جامعه را ندیدند تا بفهمند. در کتابها هم همچو جامعه‌ای را نخوانده‌اند تا بفهمند. افکار کوتاه آنها هم نمی‌رسد به این امر که بتوانند بفهمند جامعه اسلامی یعنی چه. در تاریخ، در عین حالی که خوانده‌اند که عده‌های بسیار کم و ارتش بسیار کم اسلام بر دولتهای طاغوت بسیار قدرتمند مثل ایران سابق و مثل روم غلبه کردند و این غلبه، غلبه ایمان بود، آنها را آنطور غربیها غربزده کردند و تبلیغات بر ضد اسلام و بر ضد ایمان و بر ضد انبیا کردند که غفلت کردند از ایمان و اسلام و روی آن غفلت مشغول اینطور خرابکاریها هستند. اگر این عده‌ای که در جنگل بودند اسلام را فهمیده بودند، حمله به آمل نمی‌کردند. این حمله در عین حالی که برای ما تأسف‌انگیز بود و عده‌ای از برادرهای ما را از دست ما گرفت، لکن فهماند به این دسته‌های غیر انسانی که اینطور نیست که شما خیال می‌کنید که اگر یک صدایی بلند کنید مردم با شما هستند. چطور یک مردم مسلمانی که دل بسته‌اند به اسلام و دل بسته‌اند به قرآن، و شهادت را برای خودشان افتخار می‌دانند