و هرکس شهیدی دارد برای خانمان خودش یک افتخاری می‌داند و هست، چطور امکان دارد که چند تا دزد سر گردنه و چند تا اشخاصی که هیچ از قرآن و اسلام اطلاع ندارند و هیچ ایمان ندارند، بیایند و یک شهر مؤمن را بخواهند به هم بزنند؟ این معنا واضح شد که مسئله آنطور نیست که اینها فکر کردند. صدام یا آنهایی که صدام را وادار کرده بودند به اینکه به ایران حمله کند، نشناخته بودند ایران را، نشناخته بودند قدرت اسلام را، نشناخته بودند قدرت ایمان را و حمله کردند و به این دام افتادند و حالا دارند دست و پا می‌زنند که از این دام بیرون بروند و نمی‌توانند بیرون بروند.
حکم قرآن در مورد متجاوز
تبلیغات زیادی که شما می‌دانید در همه بوقهای تبلیغاتی هست، اخیراً دیگر به اینجا رسیده‌اند که از این راه تبلیغ کنند که صدام صلح طلب است و ایران قبول نمی‌کند. ایران که می‌گوید ما از آن راهی که داریم عقب می‌نشینیم، ببینید چه راهی را او می‌گوید، ایران چه می‌گوید. در عین حالی که می‌دانند باز هم نخست وزیر ما، رئیس جمهور ما، رئیس مجلس ما، وزیر خارجه ما، همه اینها تکرار می‌کنند که بیایند اشخاص ببینند که ما چه می‌گوییم، آیا ما صلح طلب نیستیم؟ صدام صلح طلب است؟! اگر یک دزدی آمد در خانه یک انسانی و اثاث او را یک مقداری غارت کرد و خانه او را گرفت و به آتش زد بعض اثاث او را، بعد بگوید که مردم بیایید ما را صلح بدهید. صلح بدهند که توی دزد یک قدری از خانه را داشته باشی و صاحبخانه هم یک قدری؟ توی دزد این ضررهایی که زدی، نادیده بگیرند؟ توی دزد این شرارتهایی را که کردی، نادیده بگیرند؟ اگر نادیده نگیرند، صلح طلب نیستند؟ اگر صلح به این معنا می‌گویند که ما کشوری که به آن حمله شده است، تجاوز شده است، دزدها آمده‌اند و مقداری از منزل ما را، مقداری از خانه‌های ما را غارت کردند، آتش زدند، خراب کردند و جوانهای ما را کشته‌اند، حالا می‌گویند ما سر جای خودمان هستیم، بیاییدای دنیا ببینید که ما صلح طلبیم، بیایید صلح بکنیم. خوب، ما هستیم در اینجا، اینجایی که با تجاوز آمدیم و گرفتیم، اینجا هستیم،