می‌شود امور، اکثراً پخش اسلام و احکام اسلام نیست؟ کجای دنیا شما سراغ دارید که در رادیویش درس فقه باشد، در رادیویش درس فلسفه الهی باشد؟ و کجا سراغ دارید که رادیو اکثر وقتش را در تبلیغات اسلامی دارد صرف می‌کند و همین‌طور تلویزیون؟ و کدام حزب را سراغ دارید که سران آن حزب مثل سران حزب جمهوری اسلامی باشد؟
البته من افراد را نمی‌شناسم، لکن سران را می‌شناسم و چیزی [را] که آنها تصدیق بکنند، ما هم تصدیق می‌کنیم. من نمی‌خواهم بگویم که در حزب جمهوری اسلامی، افرادی خودشان را وارد نکرده‌اند یا افرادی هم نیستند که اشتباهاتی داشته باشند یا تعمداتی، لکن - روی هم رفته را ما باید حساب بکنیم که - روی هم رفته، وقتی که حساب بکنیم، این حزب را با حزبهای دیگری، مثلاً با حزب توده یا احزابی که در زمان محمد رضا بود، سران آنها [را] با سران اینها، افراد آنها [را] با افراد اینها، طرز عمل آنها [را] با طرز عمل اینها مقایسه بکنیم و انصاف داشته باشیم، می‌بینیم که این وجهه، وجهه انسانی و اسلامی است و آنها به حسب نوع، این‌طور نیستند.
اینکه مخالفت می‌کنند با سران اینها، با خود اینها، با سایر ارگانهایی که در ایران الآن هست، این مخالفت جز این است که مخالفت با اخلاق انسانی و ارزشهای انسانی است؟
اسلحه دست سپاه پاسداران ما و همین‌طور ارتش ما هست، دست صدامیها هم هست، دست اردنیها - یعنی حکومتش - هست و دست امریکا و شوروی هم هست. همه اینها اسلحه دارند. ما اسلحه‌های کوچک داریم، آنها اسلحه‌های بزرگ دارند. این اسلحه‌ها وقتی به کار می‌رود، خود اسلحه - فی نفسه - اشکالی ندارد؛ چیزی نیست، خود شمشیر - فی نفسه - چیزی نیست.
شمشیر حضرت علی بن ابی طالب با شمشیر ابن ملجم یک شمشیر، یک جور بودند - شاید شمشیر او تیزتر هم بود - لکن او که این شمشیر را به کار می‌برد، آن میزان است.
آنکه یک ضربت را با عبادت ثقلین مساوی می‌داند و افضل، با آن ضربتی که همین موجودی [را] که یک ضربتش افضل از عبادت ثقلین است به خاک و خون می‌کشد، این میزان است؛ آن که ضربتها را وارد می‌کند میزان است.