گذرایی می‌کنیم؛ ببینیم که اینها در همه این گروهها و در همه این ارگانها چه‌طور با این کشور بازی کردند و چه‌طور خدمت خودشان را به ابرقدرتها اثبات کردند. ما یک نظری به مراکز سیاسی این کشور باید بکنیم و یک نظری به مراکز اقتصادی کشور و اجتماعی کشور و یک نظر به قدرت نظامی کشور و یک نظر به گروه‌های تبلیغاتی و مطبوعاتی کشور و یک نظر به گروه‌هایی که می‌توانستند برای این کشور یک قدرت باشند؛ مثل عشایر، ببینیم که در طول این پنجاه و چند سال، اینها با آن قدرتهایی که ممکن بود در مقابل ابر قدرتها بایستند، چه کردند.
رضاخان که آمد، اوّل با یک صورت ظاهر اسلامی آمد و کم کم قدرت را به دست گرفت و به حسب آن چیزی که انگلستان تصدیق کرد، او را آنها آوردند. آنوقت قدرت مال آنها بود و این مأمور بود به اینکه این کشور را آن مقداری که امکان دارد، در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادگی بکنند، آن ارگانها را درهم بشکند با اختلاف رویه‌ها. دنبال آن هم پسرش - که به نظر من، خبیثتر از پدر بود - همان معنا را دنبال کرد با یک وضع دیگری.
اوّل هدفی که رضاخان در نظر گرفت کوبیدن روحانیون بود، با اسم اینکه می‌خواهیم اصلاح بکنیم تمام کارهایشان از اول تا آخر به اسم «اصلاح» و به اسم ترقی دادن کشور [بود] اجانب، قدرتهای بزرگ، که مطالعات زیادی در این کشور دارند، ملاحظه کردند که یکی از گروه‌هایی که می‌تواند مردم را بسیج کند در مقابل قدرتهای خارجی روحانیت است. ابتدا شروع کردند با اینها دست و پنجه نرم کردن؛ یعنی، اینها را کوبیدن.
اگر شما مطبوعات آن وقت را ورسانه‌های گروهی آن وقت را، نویسندگان و گویندگان آن وقت را در نظر بگیرید یا آن مقداری که از آنها باقی مانده است مطالعه کنید، می‌بینید که تمام رسانه‌های گروهی و تمام مطبوعات کشور و رادیو و سینما و تئاتر و تمام اینهایی که در یک کشوری می‌تواند کار صحیحی بکند؛ همه آنها در خدمت اجانب و در خدمت این رژیم فاسد، به ضدیت با روحانیت برخاسته‌اند. خود او مأمورین راوادار می‌کرد به اینکه اینها رادر هر جا هستند، سرکوب کنند با اسماء مختلف. و این مطبوعات و این رسانه‌های گروهی هم در بی‌آبرو کردن اینها و جدا کردن ملت از آنها کوشش‌