داشتند. این خودش یک تاریخ طولانی است. و کسانی که درست نظر بکنند به تاریخ پنجاه سال، می‌توانند بفهمند که چه بود قضیه. و دنبال او هم درشکستن اسلام و شکستن قدرت اسلام کوششهای فراوان کردند. و همه گروه‌هایی که نویسنده بودند و انحراف داشتند، گوینده بودند و انحراف داشتند، و رسانه‌های گروهی؛ همه در خدمت آنها با اسلام مخالفت می‌کردند. در روزنامه‌هایشان، من خودم دیدم که به پیغمبر اسلام سب کردند! این یک دسته که احتمال می‌دادند اینها بتوانند مردم را بسیج کنند در مقابل منافع اجانب و ابر قدرتها.
برنامه برای در خدمت اجانب بودن دانشگاه
یک جای دیگری هم، که به‌طور دیگر با آن مبارزه کردند، دانشگاهها بود.
دانشگاهها هم چنانچه یک دانشگاه‌های اسلامی - ملی بود، کسانی که از آنها بیرون می‌آمدند، می‌توانستند در مجلس بروند و دولت تشکیل بدهند و امثال اینها و نگذارند نفوذ اجانب دراین کشور زیاد بشود. آنجا را هم به یک وضع دیگری کوبیدند؛ یعنی، خود دانشگاهها را نریختند و تعطیل بکنند، برای آنها برنامه‌هایی گذاشتند، معلمهایی درست کردند، استادهایی درست کردند که آنها در خدمت آنان بودند تا دانشگاه را یک دانشگاه وابسته به خارج و وابسته به انگلستان - در یک وقت - به امریکا - در آخر - این طور درست بکنند که افرادی که از اینها بیرون بیایند - الا کمی از آنها - در خدمت اجانب باشند. این هم یک باب مفصلی است که محتاج به بحث زیاد است که دانشگاه ما را به صورتی در آوردند که ولیده‌های آن دانشگاه، و فراورده‌های آن دانشگاه، آنهایی که از دانشگاه خارج می‌شدند و به خارج هم می‌رفتند و از خارج سوغات می‌آوردند، تمامش در خدمت آنها باشد. آنها این‌طور میل داشتند. البته در بین اینها بعضیها هم بودند که آن‌طور نبودند، اما در یک اقلیت ناچیز واقع بودند. این هم مراکز تعلیم ما.
اوضاع مجلس و ارتش در رژیم سابق
مجلس هم یکی از مراکز بود، که مرکز سیاست یک کشور، قانونگذاری یک کشور