[است‌]، مجلس را هم با فشار و باطرحهای مختلف، از اشخاصی فراهم کردند و اشخاصی را در مجلس آوردند که همه در خدمت آنها باشند، الّا قلیلی از آنها. کم کم آن کم را هم از بین بردند و اخیراً من دیگر سراغ ندارم که یک نفر وکیلی که در این مجلسهای اخیر بود - بعد از اینکه امثال مدرس را از بین بردند - من دیگر سراغ ندارم که یک کسی آن طوری که اسلام می‌خواهد، باشد. مجلس را هم قبضه کرد؛ یعنی، مجلس را هم به خدمت اجانب وا داشتند. [به‌] تبع او، دولت هم این‌طور می‌شود. دولتی که این مجلس تعیین بکند و با دستور آن شاه و شاه نما عمل بکند، افرادی را بر سر کار می‌آورد که همه در خدمت آنها باشند. رادیو تلویزیون و دستگاه‌های تبلیغاتی [هم‌] تمام در خدمت آنها بودند. هرکس روزنامه‌های آن وقت را بخواند یا اگر نوارهایی از آن وقت باقی بود بشنود، می‌فهمد که نقشه این بود که یا در خدمت دولتهای اجانب باشند - و اخیراً خصوصاً امریکا - و یا یک افرادی باشند که بی‌تفاوت باشند. این مراکزی که برای عیش و عشرت جوانها تهیه کردند و این مغازه‌های زیادی که برای فروش عروسکها و فراورده‌های خارجی به وجود آوردند و این دکانهای مشروب فروشی، اینها روی طبع خودش واقع نشد؛ اینها روی برنامه‌ای بود که آن قدری که می‌توانند در دانشگاهها جوانها را از بین ببرند و به خط آنها بکنند. آن قدری که در آنجا نمی‌شود. [در] مراکز فحشا بی‌تفاوتشان کنند و راجع به کشور خودشان بی‌تفاوت باشند. هر کاری می‌خواهند بکنند، بکنند، آنها کاری نداشته باشند. عشرتکده باشد، سینمای موافق میل وشهوات جوانها باشد، دیگر این مملکت هرچه بر آن بگذرد، گذشته است. ذخایرش را دارند می‌برند، برده‌اند؛ نفتش را دارند می‌خورند، خورده‌اند و امثال ذلک.
و یک چیز دیگر هم ارتش بود. ارتشی که دهها هزار نفر از خارج مستشار برایش می‌آید و آقا بالاسر برایش می‌آید، نمی‌تواند یک ارتشی باشد که برای کشور خودش مفید باشد. این برای کشور دیگری مفید است، در خدمت دیگری است. این هم یک باب مفصلی است که دانشمندان باید مطالعه کنند و بنویسند مسائل آن وقت را. این هم راجع به ارتشش بود.