راجع به عشایر، یکی از چیزهایی که آنها احتمال می‌دادند که یک وقتی این عشایری که به دیانت اسلام اعتقاد دارند و می‌خواهند که اسلام تحقق داشته باشد، احتمال می‌دادند که اینها برخلاف آنها قیام بکنند. رضاخان عشایر را بکلی می‌خواست از بین ببرد - و بسیار هم موفق شد در از بین بردن - و یا افرادی از آنها را تربیت کنند که عشایر را، آنها به طریقی که آنها می‌خواهند منحرف کنند. بسیاری از اینها در خارج بودند و [یا] در ایران بودند و انحراف داشتند و آنها مأمور این بودند که عشایر را منحرف کنند و تضعیف کنند روحیه آنها را. همه اینها دست به هم داد و این کشور ما را این‌طور که می‌بینید، کرد.
از بین رفتن کشاورزی و صنعت در رژیم سابق
از این طرف، کارخانه‌ها و مزرعه‌ها و کشتزارهای ما، با اسم «اصلاحات»، بکلی کشاورزی را از بین بردند. ایرانی که اگر کشاورزی‌اش سر جای خودش درست عمل بکند، باید میلیونها تن صادر بکند، امروز نشسته و دستش طرف دیگران دراز است که گندم بدهید! این هم از کارهایی بود، جنایاتی بود که رژیم به این مملکت کرد. کارخانه‌ها هم بالا سرش افرادی بودند که نمی‌گذاشتند که اشخاصی که در آنجا از خود ایرانیها هستند، یادبگیرند مطالب را. کارشناس‌های خارجی آمدند کارهای کلیدی را در دست گرفتند و مردمی که اینجا بودند پادوی آنها بودند!
شما در هر مرکزی که پا بگذارید، در هر جایی که پا بگذارید، [جای‌] پای اجانب را در آنجا می‌بینید سابقاً این‌طور بود. بحمدالله، امروز این‌جور نیست. اگر یک کسی وارد می‌شد در این مملکت بازار می‌رفت، پای اجانب بود. اگر آدم فهیمی بود، می‌دانست چه قضیه [ای‌] است. اگر بازار می‌رفت، می‌دید که پای آنها آنجا هست؛ بازار را می‌خواهند فاسد کنند. اگر در دانشگاهها می‌رفت، باز می‌دید پای آنها در آنجا بیشتر از جاهای دیگر هست؛ می‌خواهند آنجا را معوّج کنند. اگر در ارتش می‌رفت، پای آنها را در آنجا می‌دید. اگر در کارخانه‌ها می‌رفت، پای آنها را می‌دید. اگر در مجلس هم می‌رفت، در