دولت؛ هر جا می‌رفت، پای آنها در آنجا بود. همه جا نفوذ داشتند و این کشور را با تمام قدرت کشاندند به طرف غرب اخیراً یا به طرف شرق. و کشور ما را یک کشور وابسته شکست خورده [کردند؛] اگر چند سال دیگر دست آنها بود، غیر قابل اصلاح بود.
خدای تبارک و تعالی بر همه ما، بر همه ملت ما و بر مسلمین منت گذاشت و عنایت کرد، الطاف خودش را در این کشور عنایت کرد، جلوه داد، و این کشور را سر تاپایش را بیدار کرد. با اینکه این مسائل که من عرض می‌کنم شاید اکثر مردم نسبت به آن بی‌تفاوت بودند و توجهی نداشتند، لکن یک مطلب را همه یکدفعه متوجه شدند که امریکا می‌خواهد ما را از بین ببرد. این مطلبی بود که سرتاپای این کشور توجه به آن کرد: اینکه امریکا می‌خواهد ما را مستعمره خودش بکند و تمام حیثیت ما را، حیثیت اسلامی مارا، حیثیت ملی ما را و ذخایر ما را می‌خواهد از بین ببرد.
این یک مطلبی بود که در سرتاپای این کشور منعکس شد و مردم باورشان شد. و باورکردنی هم بود؛ برای اینکه همه چیز را می‌دیدند. این روحیه‌ای که در این کشور پیدا شد به عنایت خدا پیدا شد. هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که من یک همچو کاری کرده‌ام؛ امکان نداشت که بشر بتواند. از بچه‌ای که تازه زبان در آورده تا پیرمردی که دربیمارستان خوابیده و دم مرگش هست، این کشور را این‌طور توجه بدهد به اینکه ما می‌خواهیم مسلمان باشیم، و ما می‌خواهیم مملکت‌مان مملکت آزاد باشد، مستقل باشد، اسلامی باشد.
این یک دست غیبی بود که بر سر این کشور کشیده شد و این کشور را بیدار کرد.
و امروز این کشور ما بحمدالله تعالی، طوری است که هرجا بروی، توجه به اسلام هست. شما در هر جا، در عشایر بروی، عشایر از زیر بارهای سنگینی که رژیم سابق به آنها تحمیل کرد، بیرون آمده‌اند؛ متوجه به اسلام شده‌اند. بروید در دهات دور افتاده این کشور؛ هر جا شمابروید، می‌بینید که بچه و بزرگشان می‌گویند که ما استقلال و آزادی را می‌خواهیم و از امریکا انتقاد می‌کنند و از اجانب انتقاد می‌کنند.