گروه کارگران، اعم از شما کارگرانی که در کارخانه‌ها و در صنعتها هستید و زحمت می‌کشید و آن گروه‌هایی که در مزارع زحمت می‌کشند و بالاخره گروه فعال زحمتکش، که امروز روز شماست و البته روز همه است. شما یک توجهی به این مطلب بکنید که این گروه‌های کارگر نشاط خودشان [را] و جهات همان مادیت را؛ شما ملاحظه کنید، ببینید که این گروه کارگر از سلامت بدن و از سلامت روح بیشتر برخوردارند یا آن گروه‌هایی که - اصطلاح - کارفرما هستند؟ و آن سرمایه دارهایی که کار نمی‌کنند و کنار نشسته‌اند و با بی‌کاری عمر خودشان را می‌گذرانند؟ شما به وجدان خودتان رجوع کنید. اگر یک همچو مجلسی که الآن نمونه‌ای از کارگر است - که بحمدالله امروز اینجا تشریف آوردند - اگر این مجلس در کنارش یک مجلس دیگری بود از سرمایه دارها و بی‌کارها و آنهایی که نشسته‌اند خانه و می‌خورند و می‌خوابند، اگر یک کسی از خارج بیاید و چهره‌های شما را ببیند، بازوان شما را ببیند، سینه‌های فراخ شما را ببیند، بشاشت چهره‌های شما را ببیند و آهنگ صوتهای شما را بشنود و بعد نظر بکند به آن مجلسی که آن عده کار فرما و سرمایه‌دار و بی‌کار و هرزه گرد نشسته‌اند، می‌بیند که اینها یک جوانهای سالم، سرنشاط [هستند] و آنها یا چرت می‌زنند و یا خمیازه می‌کشند و یا از درد دل و پهلو و سر خودشان می‌نالند. و این، برای این است که کسانی که کارگر نیستند - به آن معنای عامش - اینها این‌طور نیست که شما گمان کنید یک روزگار خوشی دارند. شما توجه به این معنا شاید بسیاریتان نداشته باشند که روزگار تلخی که بر سرمایه دارها و کارفرماها و دارای کذا و کذاها، خانها و فئودالها و امثال اینها می‌گذرد، آن روزهای سخت چقدر برای آنها ناگواری دارد و یک روز شما به یک عمر آنها ارزش دارد. آنها برای خاطر بی‌کاری و پرخوری و خواب و هرزه روی پناه می‌برند به تریاک، افیون، منقل و یا هروئین و یا مراکز فحشا؛ برای اینکه نمی‌توانند تحمل آن چیزهایی [را] که در نفسشان می‌گذرد و آن ناراحتیهایی که دارند نمی‌توانند [تحمل‌] بکنند. و من آن قدری که اطلاع دارم و در جوانی دیدم، اکثر این خانها و فئودالها به وافور پناه برده بودند، آنهایی که تدینشان دیگر خیلی نیست، آنها به مشروبات و به هروئین و به امثال این چیزها یا به مراکز فحشا و دنبال‌