در آن محیطی که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - زندگی می‌فرمودند و سایر جاهایی که مردم دیگر هم زندگی می‌کردند، خصوصاً حجاز که پیغمبر اکرم تشریف داشتند، آنجا روابط با سایر کشورها، یا هیچ نبود یا اگر بود بسیار کم. و اگر چنانچه کمبودی برای یک شهر پیدا می‌شد، آن کمبود از شهرهای دیگر باید جبران بشود.
احتیاج به همان، هم کشورهای خودشان داشتند، و رفع نقیصه را اگر یک وقتی نمی‌توانست در خود یک شهری بکند، از یک شهر دیگری انجام این کار را می‌داد. این وابستگیهایی که امروز در دنیا هست و این زندگی که محیط دنیا را و وضع دنیا را با سابق جدا کرده است و این‌طور روابط زیادی که امروز وقتی که شما اینجا یک صحبت بکنید، قبل از اینکه به - فرض کنید که - بیرون اینجا برسد، امریکا هم از آن مطلع می‌شود و وابستگیهایی که دنیا به هم دارد و وابستگیهایی که کشورها به کشورهای بزرگ سرمایه داری یا کمونیستی دارد، در زمان رسول خدا نبوده است. ارزش کار در آن وقت همین مقدار بوده است که خودِ کار شریف است و خودِ کار برای انسان و روحیات انسان مفید است. و کار، اثرش هم علاوه بر آنکه برای خود انسان و مزاج انسان مفید است و در روح انسان هم تأثیر دارد، برای یک شهری هم فایده دارد. اما دیگر مطرح نبود که اگر کار نکنم، وابسته به امریکا می‌شوم یا وابسته به شوروی؛ این مسئله آن وقت مطرح نبود.
نجات از وابستگی در اثر تلاش کارگران
امروز ارزش کار شما به همان اندازه است که دنیا پیشرفت کرده؛ همان معنایی که در دنیا، پیشرفتهایی که در دنیا شده است و اگر کارگر به آن طوری که باید کارکند، کار نکند، وابستگیهایی که در یک کشوری، در یک محیطی می‌شود، غیر از آن وابستگیهایی است که در سنین سابق، در قرون سابق بوده، در زمان رسول الله بوده است. امروز شما با کار خودتان می‌توانید که یک ارزشی ایجاد کنید که اصلش آن وقت مطرح نبوده است. با کار خودتان می‌توانید که این وابستگیهایی که در طول تاریخ [بوده،] از آن وقتی که شرق و غرب به اینجا راه پیدا کردند و در طول سلطنت منحوس پهلوی پیدا کرده این کشور [از