آنها چه می‌کنند؛ هر دو [ی‌] اینها کارگر را آلت استفاده خودشان قرار داده‌اند. این هر دو بلوک اینها را، او آن به یک وضعی، آن به وضع دیگر، آلت قرار داده‌اند و ابزار قرار داده‌اند برای منافع خودشان و برای چی. در کشورهای کمونیستی، اصل برای کارگر - من نمی‌توانم که نسبت به کارگر این تعبیر را بکنم - اینها را مثل یک حیوان کارگر را فرض کردند که هیچ نباید [داشته باشند،] فقط خوراک به شما می‌دهیم؛ شما باید کار کنید خوراک بگیرید آن وقتی که کاری ازشان نمی‌آید، طردشان می‌کنند و به رأی بعضیشان باید ریختشان به دریا! آن دسته دیگر هم شما را بازی داده‌اند؛ کارگرها را بازی داده‌اند و از راه دیگر می‌چاپند آنها را. اسلام برای کارگر ارزش قائل است، برای کارگر و کار ارج قائل است و ارزش قائل است و احترام قائل است؛ یعنی، همان طوری که یک شخص عالم، یک شخص مجاهد را توصیف می‌کند، شخص کارگر، زارع؛ هر کارگری را [توصیف می‌کند؛] می‌گوید همه‌شان مثل هم‌اند؛ مثل شانه‌ای که این رده‌هایی که دارد، همه همقد هستند، مثل هم هستند - آن شانه‌های آن وقت این‌طور بودند - اینها همین‌طور همه برابر هستند. در قرآن کریم هم تصریح می‌کند که امتیازها به این مسائلی که سرمایه داشتن، قدرت داشتن - نمی‌دانم - و امثال اینها نیست، ارزشها و بزرگیها به تقواست، به ارزش انسانی است. (1) ارزش انسانی را این دو بلوک اصلاً فراموش کرده‌اند؛ توجه به اینکه انسان‌اند، مثل خود ما هستند. آن وقتی که استالین متولد شده با یک رعیت دیگری، یک رعیتی، فرقی با هم نداشتند. بعداً او به قدرت رسیده، آن‌طور عمل کرده و این بیچاره‌ها تحت ستم، این‌طور باید عمل کنند برای آنها یا آن بلوک سرمایه داری هم همین‌طور؛ ارزش برای انسانها قائل نیستند. آنها ارزش برای قدرت خودشان قائلند. هر کشوری که تحت قدرت آنها باشد، به او کمک می‌کنند.
توصیه کارگران به تلاش برای قطع وابستگی
الآن اگر یک گرایش بکند این کشور اسلامی به یک طرف از اینها، برایش سرشار،