و در زمان محمدرضا از همه وقت بیشتر شدت داشت.
و شما از جهت اخلاقی و فرهنگی ایران باید این معنا را اعتقاد [پیدا] کنید که اگر، این انقلاب به داد ایران نرسیده بود، ایران در سراشیبی محو و فنا واقع شده بود که اصلاً اسمش از تاریخ باید محو بشود. به طوری تبلیغات شده بود که همه چیز ما را می‌خواستند وابسته کنند به غیر، و به ما حالی کنند که شما هیچ کاری ازتان نمی‌آید، اصلاً جنگ معنا هیچ ندارد، شما نمی‌توانید اصلاً جنگ بکنید با هیچ جا اصلاً. ما در این سه سال، نزدیک به چهار سال - یعنی، وارد در چهارسال که شدیم - این عمق پیشرفت ظاهری را به دنیا حالی کردیم به حکومتهای بزرگ دنیا، به قدرتهای بزرگ دنیا. این کاری که شما برادرها و دوستان شما و همقطارهای شما انجام دادند، حالی کردند به آنها که ما در عین حالی که یک جمعیت کمی هستیم، لکن توانایی این را داریم که با هر قدرتی مقابله کنیم.
تحول الهی ملت ایران
لکن آن عمق دومی که اساس مطلب است که عمق معنوی این قضیه [باید] باشد. آقا، یک کشوری که سالهای طولانی زحمت کشیده‌اند، یک قشر از روشنفکر با قلم، با تبلیغ، با تعلیم، زحمت کشیده‌اند، یک قشر مطبوعاتی و رسانه‌های گروهی با همه قدرت زحمت کشیده‌اند که این کشور را از خودش تهی کنند؛ یعنی، اعتقادش را اینطور کنند، مغزشان را شستشو کنند و اینها را معتقد کنند به اینکه شما هیچ نیستید، باید تحت لوای یا شرق یا غرب [زندگی کنید] غرب می‌گفت تحت لوای غرب، شرق می‌گفت تحت لوای شرق باید زندگی کنید، و الّا هیچ کاری از شماها ساخته نیست - و وارد شد این انقلاب بر یک همچو جمعیتی که لااقل، در این پنجاه سال، بیشتر از همیشه تحت اینطور تربیتها بودند؛ دانشگاهش اینطور تربیت می‌کرد و ارتشش را اینطور تربیت می‌کردند، و همین طور همه چیزش را، عمق معنوی این، این است که در مدت کمتر از یک سال - باید بگوییم - آنچنان تحول در این جمعیت حاصل شد و آنچنان منقلب شد این جمعیت به یک موجود دیگر؛ آن جمعیت رفاه طلب به یک جمعیت سلحشور و جنگجو، آن‌