بکنیم! آن وقت در ضمن اینکه اسلام راستین را می‌خواهند چه بکنند، این آدمکشی‌ها و این بساط را، همه را آنها راه می‌اندازند به اسم «اسلام راستین».
ورود در جنگ برای ادای تکلیف
از اول من گفته‌ام که ما به شرط اینکه پیروز بشویم در میدان نیامده‌ایم. ما برای ادای یک وظیفه اسلامی، وجدانی، ملی وارد شده‌ایم در این میدان و همه ملت ایران که وارد شده‌اند در این میدان و الآن بحمدالله، همه وارد هستند، توجه دارند و فهمیده‌اند که این گروه‌های مخالف، یا این قدرتهای مخالف چه دردی دارند. ما می‌دانیم که آنها دردشان به این چیزها دوا نمی‌شود و دیگر هم مأیوس ان شاء الله، باید بشوند. و ما ان شاء الله، امیدواریم که در همه ابعاد این جمهوری، پیروز باشیم و جنگمان هم ان شاء الله، زودتر تمام بشود. و شما و همه می‌دانند که ما اهل جنگ نیستیم که بخواهیم برویم یک کشوری را بگیریم یا کشورگشایی بکنیم. ما دنبال این هستیم که دنیا در صلح و آرامش باشد.
اسلام از اول دارای یک همچو مقصدی بوده و خصوصاً در بین مؤمنین، در بین مسلمین، اخوّت را سفارش فرموده است، بلکه ایجاد - تشریع - فرموده است.
و ما باید با همه برادر باشیم؛ با همه، همه مسلمین برادر باشیم و در مقابل کفار بایستیم، نه اینکه ما در مقابل مسلمین بایستیم. خوب، ما ناچاریم الآن، دفاع داریم می‌کنیم. ما تاکنون یک قدم برای جنگ برنداشته‌ایم؛ اینها همه دفاع است. الآن هم که ما وارد شده‌ایم در خاک عراق، برای دفاع است، نه برای چیز دیگر. بیایند آنها کارها را انجام بدهند، ما فوراً بر می‌گردیم. بیایند آنها چیزهایی را که باید انجام بدهند، انجام بدهند، ما فوراً بر می‌گردیم. ما نه بصره را می‌خواهیم [و نه دیگر شهرها را.] بصره برادر ماست، ما می‌خواهیم که چه بکنیم؟ و ما همیشه احتراز داریم از اینکه در بصره یک وقتی خونی بریزد و در سایر شهرهای بغداد [هم‌]؛ برای اینکه ما می‌دانیم که آنها با صدام از اول بد بودند. ملت عراق از حالا بد نیست، از اول با این حزب بد بود؛ برای اینکه ملت عراق،