حسین اردنی (1) است که پس از تجربه برادر جنایتکارش (2)، از خواب خرگوشی بر نخواسته و داوطلب جنگ با اسلام و قرآن کریم شده و پیش قدم برای نامنویسی در این جنایت و خیانت بر ملت و ارتش خود گردیده است. غافل از آنکه علاوه بر آنکه ملت اردن مسلمان است و هرگز با اسلام به جنگ برنخواهد خواست و در این اسم نویسی توفیقی پیدا نخواهد کرد، سرنوشت او همان سرنوشت شاه مخلوع با آن قدرت بزرگ شیطانی و پشتیبانی قدرتهای بزرگ و کوچک خواهد بود، چنانچه سرنوشت صدام به خواست خداوند قادر همان است. اینان نمی‌دانند قیام یک ملت منسجم از مرد و زن، کوچک و بزرگ، یعنی چه. و نمی‌دانند ملتی که برای خدا و نصرت احکام آسمانی او و نجات مظلومان و محرومان قیام نموده نصرت خداوند قادر را با خود دارد. من به حسب وظیفه اسلامی و انسانی او را نصیحت می‌کنم که گول وعده‌های شیطان بزرگ را نخورد، و خود را با جنود خداوند قهّار درگیر نسازد؛ و به جای این حرکت سفیهانه غیر اسلامی، ارتش خود را برای نجات بیت المقدس مجهز کند که نفع خود و ملت عرب و اسلام در آن است؛ والّا بازی کردن با آتش و مقابله با قدرت اسلام عواقبی دردناک دارد. و ملت و دولت ایران نمی‌خواهند که به کشورهای اسلام صدمه و ضرری وارد شود؛ بلکه می‌خواهند همه به برادری در مقابل دشمنان اسلام، خصوصاً اسرائیل، دشمن سرسخت اسلام و عرب، ایستاده و چپاولگران جهانخوار را از سلطه بر کشورهای اسلامی و مسلمانان و مستضعفان باز دارند و دست چپاولگران و ستمکاران را قطع کنند.
اکنون در آغاز چهارمین سال پیروزی اسلام در کشور عزیزمان لازم است تذکراتی هر چند تکراری عرض نمایم فَإِنَّ الذِّکرَی‌ تَنْفَعُ المُؤمِنینَ (3):
1- نصرت حق تعالی از کشور اسلامی ما و هر کشور اسلامی مشروط است به نصرت دادن کشور و کشورها به دین مبین اسلام و احکام مترقی آن، که نصرت مظلومان و