و با زن و بچه و فقیر و بیچاره مردم چه کردند و همه کارها را انجام دادند و به هم زدند همه اوضاع را و همه نشستند و تماشا کردند و یک عده هم طرفداری کردند و اگر هم یک کلمه‌ای گفتند، یک کلمه‌ای بود، گذشتند و رفتند و همه جنایتها واقع شد.
شما خیال می‌کنید اسرائیل قانع به این امور است؟ اسرائیل بنایش بر این است که همه این مسلمین را از بین ببرد، امریکا هم بنایش بر این است که اسلام نباشد در کار. اینها برای اینکه جمهوری اسلامی، اسم «اسلام» را دارد و می‌خواهد به اسلام عمل می‌کند، همه با آن مخالفت کردند؛ مخالفت کردند از حیث تبلیغات، می‌گویند که ماها امریکایی هستیم! می‌گویند که ما اسرائیلی هستیم! مایی که بیست سال بیشتر است، بیست سال حتماً بیشتر است فریاد زده‌ایم که گرفتاری مردم از دست امریکاست و از اسرائیل، ما اسرائیلی هستیم، اما آنهایی که نشستند آنجا و اسرائیل دارد می‌رود ممالک خودشان را از بین می‌برد، آنها نخیر، همه مخالف اسرائیل هستند! اگر مخالفید، چه کردید؟ چه عملی انجام دادید؟
تهی شدن عناوین ارزشی از محتوا
اینها مصیبتهایی است که ما در یک عصری واقع شده‌ایم که همه چیز به هم ریخته است. آن که می‌گوید من مسلمانم یک معنای دیگری است از اسلام برداشت می‌کند.
آنی که می‌گوید «اسلام راستین»، یک مسئله دیگری می‌خواهد بگوید غیر اسلام. آن که اسلام شناس است یک چیز دیگر را می‌شناسد غیر اسلام. آن که طرفدار حقوق بشر است یک مسئله دیگر را می‌گوید غیر حقوق بشر. اصلاً الفاظ بکلی از محتوای خودش خالی شده. شما - این را من عرض کردم - شما خودتان بروید دنبالش، ببینید کجا یک لفظی از قبیل این الفاظی که متعارف بوده، عدالت، عدالت اجتماعی - نمی‌دانم - طرفداری از حقوق بشر، سازمان امنیت کذا - نمی‌دانم - سازمان کذا، شما دنبال بروید، تعقیب کنید، ببینید کدام یک از اینها محتوای خودش را دارد. کدام یک از اینها، آن معنایی که هست، آن معنا اراده از او می‌شود. «اسلام» وقتی گفته می‌شود، این اسلامی که ما می‌گوییم، اصل‌